یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧ - اسلام و آزادی عقیده
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٨٧
اجبار کنید.
اما طرفداران آزادی عقیده در امروز از آن جهت طرفدارند که دین و ایمان را یک امر شخصی و وجدانی و جزء عوارض زندگی میدانند، از خوبهای مطلق که با قطع نظر از پسند و خوشایند شخص خوب باشد نمیدانند، از خوبهای نسبی که خوب بودنش تابع پسند شخص است مانند موسیقی و شعر و رنگ مبل و فرش میدانند؛ برای یک نفر دیوان سعدی و برای دیگری دیوان حافظ لذت بخش است، یک نفر هم به هیچ کدام از اینها بلکه به هیچ شعر و شاعری علاقه مند نیست. البته عقیده یعنی سلیقه در این امور آزاد است؛ یکی از موسیقی غربی خوشش میآید، یکی از موسیقی شرقی، یکی از فلان خواننده و دیگری از خواننده دیگر. در این گونه موارد هرکس موظف است که دنبال دل خود برود. اینها امور اصولی که وراء خوشایندها حقیقتی و اثری داشته باشند نیست، امور فانتزی هستند که اثرشان همان لذت موقتی است که انسان میبرد. والا اگر مصلحت باشد و قابل اکراه و اجبار هم باشد چه علتی دارد که با علم و سلامت فرق داشته باشد.
د. اسلام نظیر یک تئوری که یک فیلسوف در گوشه اطاق یا زیر کرسی گفته باشد و کسی را به خود نپذیرد نیست، اسلام یک نقشه سازمان اجتماعی است که حداکثر کوشش را برای اجرا و پیاده کردن این نقشه به کار میبرد.
(شجاعت و آزادی).
ه. اما اصل جهاد یعنی دفاع طبیعی ترین قانون اسلام است.
همان طوری که زور در قلمرو منطق کارگر نیست منطق نیز در مقابل زور اثر ندارد، زور را با زور باید جواب داد. مثل معروف که میگوید:
«یک گره شاخ از دو متر دم بهتر است» مقصود این است که در مقابل زور اعتبار کارگر نیست. به قول مُشکان طبسی:
سیف و قلم گرچه هر دو کارگشایند | آنچه کند سیف با قلم نتوان کرد | |