یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤ - اسلام و آزادی عقیده
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٨٤
میگوید عقیده مذهبی باید آزاد باشد.
در اینجا راجع به دو مطلب باید صحبت کرد: یکی اینکه تاریخ پیشرفت و رشد اسلام چگونه بوده است و اسلام این رشد سریع را که یک شبه ره صد ساله رفت و مخالفین از این جهت در خود احساس حقارت میکنند به واسطه چه عاملی و در دامن چه شرایطی انجام داد؟ و البته این یک مسأله تاریخی است. مطلب دیگر اینکه نظر اسلام و طرز تفکر اسلامی درباره آزادی عقیده چیست؟ اما راجع به مطلب اول کافی است که تاریخ حیات پیغمبر را در دوره رسالت از اول تا آخر تحت نظر بگیریم، معلوم خواهد شد که اسلام در حالی که زر و زور در جهت مخالف بود رشد کرد و توسعه یافت، و زر و زور که بعدها پیدا شد در اثر عقیده و ایمان بود؛ پیغمبر مردمی را با تطمیع یا تهدید دور خود جمع نکرد. تابلوهای تاریخی عقیده و ثبات و استقامت مسلمین در صدر اسلام در جهان بینظیر است. در جنگهای زمان خلفا نیز افرادی آن جنگها را بردند که قائم اللیل و صائم النهار بودند.
از همه بالاتر اینکه اسلام بر ملل متمدن و با سابقه فرهنگی که علائق آنها به تاریخشان مسلم بود فائق شد و طولی نکشید که تفوق و نفوذ سیاسی دستگاه خلافت از میان رفت و آن ملل از این حیث بلامانع بودند، معذلک با اینکه تسلط سیاسی اعراب را از دوش خود برداشتند، تسلط معنوی اسلام را پذیرفتند.
اما مطلب دوم: در اینجا در چند مطلب باید بحث شود:.
الف. چه چیزهایی قابل اکراه و اجبار هست و چه چیزهایی نیست؟.
ب. در اموری که میتوان اکراه و اجبار به کار برد و میتوان طرف را آزاد گذاشت. آیا آزادی مطلقاً محترم و غیرقابل سلب است یا اینکه میتوان در مواردی جلو آزادی را گرفت؟ آن موارد چه مواردی است؟ آزادی [در] موارد ذیل محدود میشود:.
١. آنجا که آزادی فرد مخّل به آزادی دیگران و سلب کننده آزادی دیگران باشد، در این گونه موارد میتوان بلکه باید جلو آزادی فرد را