یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - آرزو، طول امل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٧
معاش بر معاد مقدم است، اول دنیاست بعد آخرت، دنیا دردست توست و آخرت به دست خدا. هر دو منطق غلط است. پیغمبر نه آمده است برای لاقید کردن و خراب کردن اساس حیات و نه آمده از برای فراموشاندن آخرت و تهییج شهوات دنیا.
٤. همان طوری که در سخنرانی ٢٠ محرم ٧٨ گفتهایم ما چهارجور زندگی داریم: زندگی لادینی احمقانه، زندگی لادینی عاقلانه، زندگی رهبانیت یا دینی احمقانه، زندگی صحیح دینی. مثالی ذکر میکنیم. فرض کنید شخصی از خانهای میخواهد به خانه دیگر منتقل شود و حتماً هم منتقل خواهد شد ولی نمیداند کی منتقل خواهد شد. احتمال میدهد همین فردا منتقل شود و احتمال میدهد سی سال یا چهل سال دیگر منتقل شود، اختیار در دست او نیست. در اینجا احتیاط حکم میکند که از نظر خانهای که در آن هست بنا را بر بودن و ادامه بگذارد و فرض نکند که من فردا میروم پس چرا فلان جا که شکاف برداشته اصلاح کنم یا اگر مثل خانههای قدیم پشت بامش کاهگل لازم دارد کاهگل کنم یا کارهایی در این خانه میشود انجام داد، دیگر دست بکشد و به انتظار آن خانه بنشیند. احتیاط از این نظر اقتضا میکند که بنا را بر بودن بگذارد و احتیاط از نظر خانهای که میخواهد به آنجا منتقل شود این است که باید بنا را بر زود منتقل شدن بگذارد، مثلًا اگر اشکالی از لحاظ سند و غیره در کار است نگذارد فوت شود.
در دنیا و آخرت نیز چنین است. از لحاظ کارهایی که وقت وسیع لازم دارد و با فرض کمی وقت نباید ادامه داد مثل تألیف کتاب و تأسیس مؤسسات وسیع، باید بنا را بر بقا و بودن گذاشت و از لحاظ کارهای فوتی مثل توبه و اصلاح نفس و تأدیه دیون و غیره باید بنا را بر رفتن گذاشت.
آن چهار نوع زندگی این است: زندگی لادینی احمقانه این است که بنا بر استفاده از «آن» و دم نقد بگذارند و تنها به هوسهای موقت قناعت کنند، هیچ فکر آینده در کار نباشد مثل کسی که فرض میکند فردا از این خانه میروم و چرا فکر آینده را بکنم. زندگی لادینی