یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - آرزو، طول امل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٦
حتی از این نظر شرعاً ممدوح باشد که بنا را بر بقا بگذارد و درواقع اصل بقا را به کار برد، برخلاف اول که اصل عدم بقا را به کار میبرد.
حقیقت هم باید همینطور باشد چون لازمه اصل احتیاط این است که در برخی موارد و برای برخی جهات احتیاط در اصل عدم بقاست و در برخی موارد مقتضای اصل احتیاط اصل بقاست. با این بیان معلوم میشود که حدیث معروف:«کن لدنیاک کأنّک تعیش ابداً وکن لاخرتک کأنّک تموت غداً» معنایش این است که از نظر کارهای دنیا بنا را بر اصل بقا بگذار و از نظر کارهای اخروی بنا را بر اصل عدم بقا بگذار. این حدیث [را] اخیراً در سالهای پیش که نهضتی در اصلاحات واقع شد در بعضی جراید و مجلات به عنوان دعوت به دنیا و حتی ترک آخرت! (علی الظاهر) معنی کرده بودند.
در قدیم که حکومت مطلق در این مسائل با تصوف بود به معنی سهل انگاری و بیاعتنایی به کارهای دنیا که هرچه فوت شود بهتر، معنی میکردند. ولی در (وسائل) ج ... صفحه ... تحت عنوان ... [١]:
٢. عطف به صفحه پیش، نمیتوان گفت که مقصود از دنیا در جمله «کن لدنیاک کأنّک تعیش ابداً» استفادههای حرام و یا لعب و لهو و مباحات وقت تلف کن است که در این آیه آمده است:«انَّمَا الْحَیوةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَینَکمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأموالِ وَالْأوْلادِ ...» زیرا میدانیم منطق دین درباره چیزهایی که آنها را دفع میکند به قدری صریح و جدی است که هرگز با زبان تعلّل سخن نمیگوید.
٣. همان طوری که در سخنرانی شب ٢٠ محرم ٧٨ گفتهایم از این حدیث دو تفسیر شده. در وقتی که زندگی دنیا حالت جزر داشته و روگردانده بود از مردم و شرایط سخت بود تصوف رایج شد و این حدیث به معنی ترک مطلق دنیا تفسیر شد. بعد در عصر جدید که دنیا جمال خود را نشان داد و در کامها شیرین شد و حالت مدّ به خود گرفت و آن افکار افراطی جزر پیدا کرد گروهی گفتند که مقصود این است که
[١]. [در اینجا مطلب بهطور ناقص آمده است.]