یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٦ - ایدئولوژی مذهبی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٤٤٦
فلسفه برای زندگی نهفته است. و البته علمای اسلامی در عرضه داشتن اسلام به صورت یک مکتب کوتاهی کردهاند.
دیگر اینکه مدعی است آرمانها متغیر است و ما در این جهت در ورقههای «اسلام و مقتضیات زمان» بحث کردهایم.
دیگر مسأله تبعیت آرمان از وضع اقتصادی است. نویسنده در این جهت از مارکسیسم پیروی کرده و عجیب این است که بعدها در دنبال یک آرمان ملی است. وقتی زیربنا اقتصاد است و با تغییر این زیربنا همه چیز عوض میشود، دیگر فرهنگ ملی و آرمان ملی معنی ندارد.
دیگر اینکه جهان بینی را به هیچ وجه به عنوان تکیه گاه اصلی آرمان یاد نمیکند.
دیگر اینکه در عین اینکه ریشه آرمان را در جهان بینی معرفی میکند و پای حس جستجوگری انسان را در راز خلقت به میان میکشد، میگوید اگر مردمی سطح زندگیشان یکسان بود خودبه خود جهان بینیشان یکسان میشود. نویسنده برای جهان بینی که چگونه باید باشد و چه مکتبی این صلاحیت را دارد بحثی نمیکند و فوق العاده ساده میگیرد، خیال میکند همین قدر سطح زندگیها مساوی شد بالاخره یک جهان بینی پیدا میشود.
در صفحه ٤١٨ باز تکرار شده که هر آرمانی نباید مبتنی باشد بر ریشههای فکری ملت، و برای آرمان دو ریشه قائل است: ریشه اقتصادی و ریشه فکری، و مقصودش از ریشه فکری علایق و دلبستگیهای قومی است نه یک منطق صحیح و مستدل
ایدئولوژی مذهبی
در جزوه (بازگشت به خویش) ص ٣٣ میگوید:
«ایدئولوژیهای غیرمذهبی زاییده عقل فلسفی یا علمی انسانند و در سطح یک برداشت فکری و نظریه فلسفی یا علمی باقی میمانند. اما