یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - احیاء فکر دینی اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ١٦٩
حدیثهای مجعول که حتی شیعه در اینجا روایت ابوهریره را پذیرفته است یک بیماری دیگری است.
آنها که گفتهاند: به هر الْفی الف قدی برآید، شاید از آن فکر فلسفه اشراقی که از فکر فلسفه بابلیها و ایرانیها و هندیهای قدیم سرچشمه گرفته که میگوید- به نقل حاجی- قیل نفوس الفلک الدوار نقوشها واجبة التکرار مایه گرفته که میگفتهاند در هر بیست و پنجهزار و دویست سال یک بار حوادث عالم تکرار میشود. بعد فلاسفه اسلامی به کمک آیه «وَ إنَّ یوْماً عِنْدَ رَبِّک کألْفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ» میزان سال را به سیصد و شصت هزار سال رساندهاند و کم کم گفتهاند در اول هر روزی یعنی در هر هزار سال یک بار حوادث عالم تغییراتی و تجددی پیدا میکند. بعد بهائیها و شاید قبل از آنها بافندههای دیگر [١] به مصداق فأمَّا الَّذینَ فی قُلوبِهِمْ زَیغٌ ... آیه «یدَبِّرُ الْأمْرَ مِنَ السَّماءِ إلَی الْأرْضِ ثُمَّ یعْرُجُ إلَیهِ فی یوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ ألْفَ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ» (الم سجده آیه ٥ و در سوره معارج اینطور است:«تَعْرُجُ الْمَلائِکةُ وَالرّوحُ إلَیهِ فی یوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ ألْفَ سَنَةٍ. فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلًا.» آیه ٤ و ٥) را دلیل قرار دادهاند بر اینکه در هر هزار سال یک بار تدبیر امر از آسمان به سوی زمین میشود یعنی پیغمبری مبعوث میشود و به همین دلیل این آیه را بشارتی برای ظهور باب قرار داده، هرچند از زمان پیغمبر تا زمان ظهور باب هزار و دویست و شصت سال است تقریباً ولی گفتهاند که دوره ائمه جزء دوره رسالت است. به این ترتیب از ضلالت ضلالت برمیخیزد. اولًا آن چیزی که از فلسفه قدیم ایران و هند و بابل استنتاج شده مبنی بوده بر هیئت و طبیعیات قدیم، و بعد هم آنچه در اسلام است ربطی به این معانی و این مسائل ندارد.
غلطترین فکر این است که ما همه اصلاحات جزئی و کلی را از مصلح و ظهور غیبی بخواهیم. موضوع حضرت حجت مطلبی است که جنبه کلی و جهانی دارد و چه ربطی دارد به این مسائل مهمل و لایعنی و
[١]. مثل شعرانی در (الیواقیت والجواهر) فصل ٦٥.