یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - معنی و ارزش آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ١١٧
ظاهری یا باطنی فاعل [را] دربند و محدود میکند اطلاق میشود و بعد خواهیم گفت حتی صرف عدم مانع فاعلی نیز در آزادی کافی نیست. آزادی یک مفهوم اثباتی است به معنی عصیان و تمرد و پرخاشگری در مقابل هر مانعی و محدودیتی برای تکامل انسان، و از همین جا رابطه آزادی و شجاعت و همچنین رابطه آزادی و جهاد به مفهوم صحیح یعنی دفاع از حیثیات انسانی روشن میشود (ر. ک:
کتاب (جهانی از خودبیگانه)).
دو رکن آزادی:
همچنانکه در ورقههای «عوامل آزادی» گفتهایم آزادی دو رکن دارد: عصیان و تمرد، دیگر تسلیم و انقیاد. بدون عصیان و تمرد رکود و اسارت است و بدون تسلیم و انقیاد و اصولی بودن هرج و مرج است.
البته این دو رکن مربوط است به آزادی از جنبه درونی و انسانی و اوبژکتیو، یعنی روح آزاد و آزادیخواه باید دارای این دو رکن و این دو عنصر باشد. کلمه طیبه «لااله الّا اللَّه» مشتمل بر هر دو رکن است. و الّا تنها نبودن مانع بدون آنکه شور و عشقی به حرکت باشد کافی نیست، همچنانکه آزادی را به معنی امری که قبلًا وجود داشته نباید فرض کرد بلکه به معنی امری که باید آن را تحصیل کرد، پس ناچار نیازمند به روح پرخاشگری و کفر است که «فَمَنْ یکفُرْ بِالطّاغوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ». پس درحقیقت روح آزادی یک روح اثباتی است.
تفاوت آزادی انسان و حیوان:
به عبارت دیگر از نظر نبات و حیوان که خود مسؤول ساختن خود نیستند، آزادی یعنی صرف رهایی از موانع رشد و فعالیت، ولی از نظر انسان که خلیفة اللَّه و موجود مکلّف و مسؤول است آزادی یعنی پرخاشگری از یک طرف و تسلیم و انقیاد و انضباط از طرف دیگر.
در ورقههای «عوامل آزادی» گفته [شد] که آزادی از دو عنصر فراهم میشود: عصیان و تسلیم، و این دو عنصر وابسته به یکدیگر است؛ نه آن تسلیم بدون این عصیان میسر است و نه این عصیان بدون اتکاء به آن تسلیم عملی است.