یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - معنی و ارزش آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ١١٨
بحث از اینجا باید آغاز شود که آزادی یک گوهر باارزش و بسیار گرانبهایی است برای بشر. بشر در قرون اخیره به اهمیت و ارزش و گرانبهایی آن پی برد (یعنی بیشتر پی برد) و برای تحصیل و به دست آوردن آن فداکاریها کرد و خونها در این راه نثار کرد، تا جایی که سخن از این آمد که نهال آزادی را فقط خون آزادیخواهان میتواند آبیاری کند، یعنی همواره موانعی و آفاتی برای آزادی وجود دارد که این آفات را جز خون آزادیخواهان از بین نمیبرد.
آزادی ارزش خود را ثابت کرده است تا جایی که ضدآزادیها همواره ماسک آزادی به چهره میزنند. همیشه اینطور است؛ یک حقیقت و از آن جمله دین تا ارزش خود را کاملًا ثابت نکرده و تا حکومتش مستقر نشده، با آن مبارزه میشود ولی همینکه ارزشش ثابت و حکومتش مستقر شد، دشمن چهره خود را عوض میکند، از کفر به نفاق رومی آورد، مقاصد ضد و مخالف خود را در زیر همان نقاب انجام میدهد، یعنی از آن حقیقت به عنوان یک نقاب برای چهره منحوس خود استفاده میکند. این یک مطلب.
مطلب دیگر این است که جلو یک اشتباه کاملًا باید گرفته شود.
بعضی خیال میکنند آزادی یعنی از هر قید و شرط و تعهدی رها بودن. خیر، اینطور نیست. محال است که موجودی اعم از انسان یا غیرانسان در هیچ مداری خود را مقید نکند [١] و هیچ حدودی را نپذیرد و بتواند مسیر تکاملی خود را طی کند. آزادی یعنی رهایی (و از جنبه اثباتی رهایی یعنی حساسیت) از قیود و موانعی که جلو رشد و بروز استعدادها و تجلیات را میگیرد. انسان به حسب استعدادات خدادادی از نظر فکری، فنی، جسمی، معنوی استعدادهایی دارد که باید بروز و ظهور کند. انسانهای دیگر نباید مانعی برای بروز آن استعدادها بشوند. پس آزادی یعنی آزادی و رهایی از موانع و سدها.
اما انسان نیازمند به
[١]. و لهذا در ورقههای «عوامل آزادی» ص ٤ گفتهایم که آزادی دو رکن دارد: عصیان و تسلیم.