یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١ - یادداشت انسان کامل، مکتب عقل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٠١
ولی تفاوتی که بین نظر اسلام و نظر فلاسفه هست این است که فلاسفه فقط عقل را گوهر انسان دانستهاند و همه چیز دیگر را در انسان به منزله وسیله و ابزار و جامه و مرکب تلقی کردهاند و معتقدند بعد از مردن فقط عقل است که قائم بالذات باقی میماند؛ انسان نه تنها بدن را، تمام خصلتها و قوای روحی را نیز رها میکند و میرود (البته حکمای اسلامی متأخر این نظر را رد کردهاند).
درنتیجه انسان کامل در مکتب عقلیون، خیلی خشک و سرد است، در او نه حرارت و حرکت وجود دارد و نه جمال و زیبایی و نه قدرت و قوّت. این انسان کامل موجودی است که خوب میداند و بسیار مؤدب و مسلط بر خود و حسابگر، به یک ماشین کامپیوتر شبیهتر است تا یک انسان کامل. در این انسان کامل، جذبه، حرارت، حرکت، خروش، محبت، فیاضیت، خلاقیت، نیرومندی دیده نمیشود. یک کمال بیشتر ندارد و آن علم است و حکمت. علم به طورکلی روشنایی است، نور است. اما در انسان کامل عرفا شور و شوق و حرکت و خلاقیت [دیده میشود.].
١٠. آیه «وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِکری ... وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أعْمی ...» و رابطهاش با شقاوت عقلی که حکما میگویند و رابطهاش با این که کمال انسان در کمال عقل است به مفهومی که حکما گفتهاند.
همچنین آیه «کلّا إنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یومَئِذٍ لَمحْجوبونَ».
١١. روایت موسی بن جعفر و هشام:
«ان اللَّه تبارک و تعالی بشرّ اهل العقل والفهم فی کتابه فقال: «فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعونَ أحْسَنَهُ اولئِک الَّذینَ هَدیهُمُ اللَّهُ وَ اولئِک هُمْ اولُوا الْألْبابِ». یا هشام ان اللَّه اکمل للناس الحجج بالعقول وافضی الیهم بالبیان و دلّهم علی ربوبیته بالادلّاء فقال «وَ إلهُکمْ إلهٌ واحِدٌ لا إلهَ إلّا