یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - یادداشت انسان کامل، مکتب عقل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٠٣
برای ایمان اصالت قائلند صحیح است. این نظر دوم بر ضد نظر اصالت العملیها و پراگماتیستها است که اساساً برای علم و معرفت اصالتی قائل نیستند و توجهشان فقط به اثر و نتیجه است. حتی امروز عدهای میگویند ایمان قطع نظر از عمل ذهنیت است، امر عینی نیست. این نظریه غلط است و مبتنی بر عدم اصالت روح است. ایمان، کمال واقعی روح است.
١٣. خلاصه:.
خلاصه نظریه مکتب عقل که میتوان آن را «مکتب ارسطویی» نیز نامید این است که:.
الف. جوهر و ذات انسان عقل است و همه چیز دیگر اعم از بدن و یا قوای روحی، حسی، خیالی، وهمی، شوقی، تحریکی همه توابع و وسایل و ابزارها هستند. انسان یک عقل بالقوه است که باید مراحل عقل بالملکه و بالفعل و بالمستفاد را طی کند. آخرین مرحله تکامل این موجود عقل بالمستفاد و اتصال به عقل فعال است. کمال انسان فیلسوف بودن است. انسان کامل مساوی است با انسان حکیم و فیلسوف که هستی را در خود نظام عقلی داده است و جهانی شده عقلی بر وفق جهان عینی. پس انسان کامل در این مکتب، جهان شدن است اما جهان شدن به وجود عقلانی و فکری نه به وجود عینی.
البته مقصود این است که درک نظامات کلی هستی را بکند. علیهذا غایت کمال انسان فیلسوف شدن است نه عالم شدن. ما در جزوههای «کلیات فلسفه» فرق فیلسوف و عالم را با یک تمثیل به دو نفر که یکی اصول نقشه شهر را میداند بدون اطلاع از جزئیات یک محل و یک کوچه و یک خانه و دیگری دقایق یک کوچه را میداند بدون اطلاع از نقشه و اندام کلی شهر [بیان کردیم].
ب. معرفت عقلی یک معرفت راستین است. عقل قادر است به