یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٩ - یادداشت انسان کامل، مکتب عقل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٢٩٩
است، برهان و استدلال راهی است به سوی حقیقت، و یا عقل مانند حس خطاکار است و به قول برگسون ابزاری است برای زندگی نظیر حواس، نه وسیلهای است برای کشف حقیقت؟.
اینکه اسلام به تعقل دعوت کرده و مخصوصاً کلام امام موسی بن جعفر که عقل را حجت داخل و پیامبر داخل، و پیامبر را عقل خارج معرفی کرده است دلیل بر اصالت عقل از نظر واقع نمایی و رئالیسم است.
ایضاً جمله مولی در (نهج البلاغه):«ولا یغشّ العقل من استنصحه» دلیل دیگر مطلب است.
مکتبهای ضدعقل: عرفا که پای استدلالیان را چوبین میدانند، حسیون اروپا از قبیل هیوم و هوبز و لاک و کندیاک و همه ماتریالیستها، مکتب اهل حدیث و اخباریون خود ما. مجموعاً سه جبهه بر ضد عقل پیدا شده: جبهه اشراق و قلب، جبهه حس و ماده، جبهه حدیث و نقل.
٢. مطلب دیگر این است که آیا جوهر و ذات انسان عقل او است و مقام عقل مقام ذات انسان است یا نه؟ این مطلب با مطلب گذشته وابسته است. از نظر فلاسفه جوهر انسان همان عقل او است و سایر قوا و غرایز و احساسات به منزله وسایل و ابزارها هستند. از این نظر سعادت واقعی انسان عبارت است از کمال عقلانی او و عالیترین لذات او همان لذات عقلی است.
بوعلی در نمط هشتم (اشارات) سعی دارد که اولًا لذت و الم و خیر و شر را تفسیر کند و بعد ثابت کند که لذت حقیقی و یا قویترین لذات، لذات عقلی است، و الم حقیقی و شر حقیقی آلام عقلی است. (رجوع شود به (اسفار) جلد ٤، بحث سعادت و شقاوت عقلی).
٣. نُکری و شیطنت یعنی عقل مقسور و اسیر واهمه و خشم و شهوت.