یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٥ - ماهیت و ارزش ایمان و عقیده مذهبی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٤٨٥
دیگر ایمان اتصال بنده است به خدا. پس خود ایمان نوعی برقراری ارتباط و اتصال است میان بشر و مبدأ کاینات. پس ایمان نظر به اینکه عبارت است از برقراری ارتباط متقابل میان انسان و مبدأ کاینات و کاینات، نوعی ارتباط و اتصال است که قبلًا نبوده است. پس آنچه در چند سطر پیش گفتیم [که] انسان به حسب واقع متصل هست و ایمان شعور به آن اتصال است، سخن صحیحی نیست. شک نیست که ایمان شعور به اتصال موجود است ولی خود صرف آگاهی از اتصال نیست، بلکه برقراری نوعی ارتباط متقابل است میان انسان و کاینات و خالق کاینات (ر. ک: ورقههای «تعلیمات دینی» خود ما).
از نظر یک نفر مادی قائل به اصل علیت و معلولیت نیز استشعار به اتصال و ارتباط بین کاینات هست ولی در آنجا خود شعور به اتصال، اتصال نیست. از نظر یک نفر الهی، نوع اتصال و ارتباط موجودات به یکدیگر از نوع ارتباط و اتصال اجزاء یک خانواده به یکدیگر است که یک اصل شاعر و رحیم و مهربان آنها را به یکدیگر پیوند میدهد یعنی پدر و پدر [١]، خود را تحت توجهی مشترک و عطف و رحمتی مشترک احساس میکنند. بعلاوه همچنان که در ذیل صفحه پیش گفتیم که ایمان صرف آگاهی و شعور به اتصال موجود- ول از نوع اتصال اجزاء حی یک واحد حی- نیست، ایمان نوعی ارتباط متقابل است بین انسان و کاینات و خالق کاینات، ولی از نظر یک نفر مادی قائل به اصل علیت عامه، نوع ارتباط و اتصال موجودات به یکدیگر از نوع ارتباط اجزاء یک ماشین و یک کارخانه است. به تعبیر بهتر ایمان دو رکن دارد:
احساس یا شعور و دیگر گرایش و تمایل و حرکت. جزء اول ایمان احساس و شعور است به اتصال تکوینی از نوع اتصال اجزاء یک موجود زنده، و جزء دوم که فرع بر اول است برقراری اتصال است از طرف خود با هستی و وجود. اولی اتصال تکوینی است و دومی اتصال تشریعی یا مترتب بر تشریع. این است که انسان از یک لحاظ نزدیک به
[١]. [در متن دستنویس به همین صورت آمده است ولی ظاهراً مقصود پدر و پسر است.]