یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٧٩
طبیعی را اگر جنبه غائی بدهیم و طبیعت را ذی هدف بدانیم نام «حقوق الهی» به خود میگیرد، بلکه اگر دقت کنیم حقوق طبیعی غیرغائی و غیرالهی بی معنی است.
ح. مسأله آزادی به دلیلی که در نمره الف گفتیم یک مسأله فلسفی است و ضمناً یک نمونه است از یک بحث فلسفی مجزا و مستقل از مسائل تجربی و عملی.
ط. تکلیف آزادی مربوط به پنج مورد است:.
اول در مسائل شخصی و سلیقهای.
دوم در مسائلی که کمال بودن آنها فرع بر این است که انسان آزادانه آنها را انتخاب کند، مثل راستی و امانت و عدالت.
سوم در مواردی که امکان اجبار در آنها نیست از باب اینکه یک عمل ارادی نیست، مثل محبت و علاقه.
چهارم در مواردی که رشد اجتماعی موقوف است به اینکه افراد آزادانه عملی را انجام دهند، مثل انتخاب وکیل.
پنجم در مواردی که مرجّحی برای تحمیل عقیده دیگران بر عقیده خود شخص وجود ندارد.
ششم- که از همه شاید مهمتر است- در مورد برخورد تفکرات منطقی.
ما چهار مورد از این شش مورد را در ورقههای «اسلام و آزادی عقیده» شرح دادهایم. (رجوع شود به نمره ٣٤).
ی. آزادی عقیده (به معنی آزادی اعتقاد دینی) در اسلام از آن جهت است که عقیده قابل اجبار و اکراه نیست (لااکراهَ فِی الدّینِ) چنانکه در ورقههای «اسلام و آزادی عقیده» شرح دادهایم. (رجوع شود به نمره ٣٤).
یا. آزادی که به عقیده ما تکلیف است [١]، از آن جهت که مکلف خود
[١]. یک مطلب عمده که بحث نشده این است که چرا و به چه موجبی هر انسانی باید آزادی خودش را محترم بشمارد و از دست ندهد؟ دیگر اینکه چرا بر هر انسانی فرض است که آزادی دیگران را محترم بشمارد؟ (رجوع شود به نمره ١٥).