یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - آدمیت - دین و علم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٢٥
الیه»..
لهذا کسانی بودند که هجرت کرده و به مدینه آمده بودند و مهاجر شناخته نمیشدند و کسانی بودند که نتوانستند به مدینه بیایند ولی نیت آنها این بود و مهاجر شناخته شدند.
٢. هیچ گاه در حوزههای علوم دینی نسبت به جوانی که در نیمه راه تحصیل علوم از دنیا میرود این فکر پیدا نمیشود که بیچاره نفله شد، هدر رفت، بلکه این احساس به وجود میآید- و ما شاهد بودیم- که نوعی توفیق شامل حالش شد، در حال انجام وظیفه مقدس از دنیا رفت. در عین اینکه از جنبه اجتماع اظهار تأسف میشد که از وجود او محروم ماند، از جنبه خودش در عین اینکه مرگ بود و از بین رفتن، نوعی احساس جبران نیز در کار بود. چرا؟ آیا به جهت اینکه راه راه علم بود؟ نه. آیا از آن جهت که علوم علوم دینی بود؟ باز هم نه. بلکه فقط به این تصور که این انسان که از خانه خود خارج شد هدف و منظور شخصی و مادی نداشت، نمیخواست با این وسیله جیبی پر کند، به مقام و شهرتی برسد. اولًا میخواست مراتب یقین و ایمان را طی کند.
یعنی خود هدایت بشود، ثانیاً میخواست واقعاً به دیگران خدمت کند، دیگران را هدایت نماید. سفر الی اللَّه به این نیست که انسان از شهری به شهر دیگر برود و از مکانی به مکان دیگر مثلًا به کره ماه سفر کند.
سلوک راه عشق از خود رهایی است | نه طی منزل و قطع مسافات [١] | |