یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - آزادی معنوی، معنی آزادی، ارزش آزادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٩٥
نگیرد [١]. در ورقه «معنی آزادی» مثال بوته گل را ذکر کردیم که چگونه نبودن آزادی و میدان برای تجلی و ظهور استعداد یک گل، او را پژمرده و افسرده میکند. آزادی شرط اصلی تجلی ذی حیات از بطون به ظهور و از خفا به شهود و از قوّه به فعل است.
انسان، هم احتیاج دارد به عوامل مثبت رشد که عبارت است از تعلیم و تربیت صحیح و شکوفان کننده و هم به امنیت جانی، مالی، حیثیتی، فکری و غیره و هم به آزادی فکری، اقتصادی، سیاسی، قضایی و غیره. نقطه مقابل آزادی، اسارت و مقید بودن و محبوس بودن است.
مانع برای انسان به دو صورت انجام میگیرد. یکی به این نحو که به وسیله حبس و زندان و یا وسایل دیگر مانع آزادی فکری، اجتماعی او بشوند؛ یعنی صاحب قدرت برای اینکه میدان برای خودش خالی باشد، رقیب را از میدان خارج میکند. مثلًا دو نفر هر دو صاحب زمیناند ولی یکی برای اینکه زمین بیشتری داشته باشد، دیگری را به زور و یا حیله از تصرف در آن زمین مانع میشود [٢]. دوم اینکه صاحب قدرت با زور یا حیله، نیروی فرد یا افراد دیگر را به نفع خود استخدام کند؛ نه تنها مانع فعالیت آزاد او به نفع خودش میشود بلکه نیروی او را هم به نفع خود استخدام و استثمار میکند. درصورت اول سلب آزادی به صورت زندانی کردن صورت میگیرد و در صورت دوم به صورت اسارت و بردگی، و در هر دو صورت وسیله سلب آزادی گاهی زور است و گاهی حیله. همچنانکه بعد خواهیم گفت وسیله کسب آزادی نیز گاهی زور است و گاهی فکر و نقشه، و شاید بشود گفت وسیله تحصیل آزادی همواره قدرت است توأم با فکر و نقشه.
آزادی بر دو قسم است: آزادی معنوی و آزادی اجتماعی. تکامل
[١]. همانطور که در ورقههای «معنی آزادی» گفتیم آزادی مربوط به موانع فعل نیست، مربوط است به موانع فاعل، یعنی چیزهایی مانع ابراز فعالیت فاعل میشود.[٢]. این مثال صحیح نیست. در این گونه موارد ظلم هست ولی سلب آزادی نیست.