یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٣ - لغت ایمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٥٠٣
جعلت له الامن و منه قیل للَّه مؤمن والثانی غیر متعد و معناه صار ذاامن.».
غیرمتعدی بنفسه به دو نحو استعمال میشود: گاهی به «باء» متعدی میشود و گاهی به «لام». در (المنجد) «امن له» را «خضع و انقاد» تفسیر میکند. بعید نیست که کلام راغب شامل هر دو قسم باشد. از جمله معانی باب افعال که در مقدمه (المنجد) آمده یکی «وجود ما اشتق منه الفعل فی صاحبه نحو اثمرت الشجرةای وجد فیها الثمر» است، یکی دیگر صیرورت است مثل «اقفر البلدای صار قفراً». اولی مفادش «صار ذا» میباشد، پس «امن به» یعنی صارذا امن به.
از اینجا وجه مناسبت استعمال کلمه «ایمان» در مورد عقیده و ایمان مصطلح روشن میشود؛ چون انسان به وسیله اعتقاد به خدا یا پیغمبر یا معاد مثلًا صاحب امن یعنی طمأنینه نفس (راغب امن را طمأنینة النفس تفسیر میکند، میگوید: الامن طمأنینة النفس و زوال الخوف) میگردد.
از اینجا نکته دیگر نیز روشن میشود و آن اینکه در مورد هر علم و عقیده و یقینی استعمال کلمه ایمان صحیح نیست؛ صحیح نیست گفته شود که فلان شخص ایمان دارد به اینکه خواص آهن ربا مثلًا چنین است یا خواص اعداد و مقادیر چنین است، بلکه در موردی صحیح است که تولید امنیت و طمأنینه نماید و نگرانی و اضطراب و هراسی را سلب کند، یعنی باید مطلب مورد نظر از اموری باشد که با سرنوشت و هدف و زندگی سر و کار داشته باشد. از اینجا معلوم میشود که ایمان اعتقاد خشک و خالی نیست، اعتقادی است مقرون به نوعی شور و هیجان و احساسات. شاید از موارد استعمال کلمه ایمان علاوه بر آنچه از لغت استفاده میشود، مفهوم ضمنی علاقه و حب و عشق و گرایش که لازمهاش تفانی و تفادی در راه عقیده است استفاده شود. ایمان، تنها اعتقاد مقرون به حب و گرایش نیست، جنبه دیگر نیز دارد و آن ایده آل بودن و مقدس بودن و برتر بودن مورد ایمان از خود شخص و حیات شخصی اوست، به اصطلاح نوعی تقدس و