یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦ - اسلام و آزادی عقیده
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٨٦
را با اختیار انتخاب کنند [١]، مثل همه موارد تربیتی، زیرا خوبی اخلاقی با اجبار سازگار نیست. دیگر مواردی است که رشد و پیشرفت و تکامل مردم در این است که در آن کار آزاد و مختار باشند و اگر مصلحت آنها را به زور به آنها بدهیم هیچ گاه صلاحیت استفاده از مصالح خود را پیدا نمیکنند، مانند اینکه مردم باید با اراده و میل خود وکیل صالح خود را انتخاب کنند و خودشان برسند به حدی که وکیل صالح انتخاب کنند.
تحمیل وکیل ولو صالح اثرش این است که هیچ وقت استعداد اجتماعی مردم به فعلیت نمیرسد و تجربه اجتماعی و عقل تجربی اجتماعی پیدا نمیکنند.
دیگر در موردی است که هرچند مربوط به سلیقه نیست و از اموری که مصلحت متوقف بر انتخاب فردی باشد و یا از اموری که رشد اجتماعی فقط در زمینه آزادی پیدا میشود نیز نمیباشد ولی قدرت تشخیصی مافوق تشخیص خود فرد وجود ندارد که صلاحیت داشته باشد تکلیف معین کند، پس عقیده و فکر هرکس برای خودش باید محترم باشد. حقیقت این است که ریشه آزادی عقیده اروپایی همین قسم چهارم است، یعنی آزادی عقیده اروپایی براساس نفی اعتقاد به دین و تشخیص ماوراء طبیعی است و الا با فرض اینکه افقی مافوق عقل شخصی هست منطق آزادی منتفی است.
ج. اسلام که میگوید در دین اکراه نیست از آن نظر میگوید که قلمرو عقیده و ایمان غیر از قلمرو زور است، یعنی زوربردار نیست. اسلام که میگوید «لااکراهَ فِی الدّین» منظور از «دین» پیروی عملی فقط نیست، عمل را با ایمان توأماً میخواهد. مثل قانون دول نیست که عمل- مثلًا مالیات- بخواهد خواه مردم ایمان داشته باشند و خواه نداشته باشند، بلکه عمل را فقط به شرط هماهنگی وجدان و قلب میپذیرد. و الا اگر به فرض محال قابل اجبار بود، مثل علم و سلامت، میگفت
[١]. به عبارت دیگر در مواردی که خوب است اختلاف و تنازع باشد و انتخاب اصلح صورت گیرد.