یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦ - آدمیت - دین و علم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٢٦
٣. گذشتگان ما مثلی آوردهاند و گفتهاند: «عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل». کار نداریم به آسان بودن و مشکل بودن و آسانتر بودن و مشکلتر بودن عالم شدن و آدم شدن؛ سخن در تفکیک است میان ایندو. مگر آدم شدن غیر از عالم شدن است؟ مگر نه این است که انسان هر اندازه عالمتر بشود آدمتر شده است؟ آدم شدن قطعاً به پول دارشدن و به زورمندشدن نیست، پس به عالم شدن است.
جواب این است که عالم شدن البته تاحدودی شرط آدم شدن هست ولی خود آدم شدن نیست، همچنانکه به قول سعدی سخن گفتن و خور و خواب و خشم و شهوت هیچ کدام آدمیت نیست:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت | نه همین لباس زیباست نشان آدمیت | |
اگر آدمی به چشم است و زبان و گوش و بینی | چه میان نقش دیوار و میان آدمیت | |
خورو خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت | حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت | |
به حقیقت آدمی باش و گرنه مرغ باشد | که همی سخن بگوید به زبان آدمیت | |
اگر آن درنده خویی ز طبیعتت بمیرد | همه عمر زنده باشی به روان آدمیت | |
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند | بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت | |
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت | بدر آی تا ببینی طیران آدمیت | |
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم | هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت | |