یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - اصلاح و تجددطلبی - شکست نسبی مرحله دوم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٢١٥
١٩٢٤)، عباس محمود العقّاد (١٨٨٠- ١٩٠٤) [١]، محمدالعید متولد ١٩٠٤ و دیگران بهطور غیرمستقیم از طریق مطرح کردن زمینههای اخلاقی و اجتماعی نهضت اصلاح در آثارشان به نشر آن کمک کردند
اصلاح و تجددطلبی - شکست نسبی مرحله دوم
ص ٦٢:
«فعالیت پنجاه ساله اصلاح طلبان (گروه دوم) علیرغم نتایج درخشانی که بار آورد (که بروکلمان در فصل سوم تنها قسمتی از آن را تشریح کرده است) هیچ راه حل قابل قبولی برای مسائل همه طبقات در جامعه عرضه نکرد. عقیده آنان- که به همان اندازه که اجتماعی و سیاسی بود، مذهبی و اخلاقی بود- (برخلاف گروه اول) به نظر میرسد که در مطابقت نزدیک با عقاید و نظریات طبقه متوسط تازه پا گرفته (بورژواها؟) قرار داشت. اینان گروهی روشنفکر بودند و اغلب مختصری از فرهنگ اسلامی عربی را با تأویل و تفسیری از فرهنگ مدرن (غربی) میآمیختند. این گروه مایل بود تبعیت و پیروی خود را نسبت به نوعی خاص از سنت، یعنی سنت سلف که قبلًا تعریف شد، اثبات کند (همین یک اشکال مهم کار آنها بود) و در عین حال علاقه خود را به چیزهای جدید نشان دهد. ایده آل این طبقه در عبارات مدارا و تسلیم بیان میشد (اگر مقصود این است که مسأله جهاد و شهادت را مطرح نمیکردند و انقلابی نبودند و مبارزه با استبداد و استعمار را مطرح نمیکردند باید گفت اشکال دیگر کار اینها همین بود). در جوّ مذهبی، آنها در جستجوی موقعیت معقولی بودند که بتوانند سنت گرایی مقبول توده را- که آنها آن را نشانه روح لاقیدی و بی تفاوتی میدانستند- و نیز سختگیری خشکه مقدسین را (که توسط
[١]. قطعاً غلط است. عقاد بین ١٩٦٠ و ١٩٧٠ مرده است.