یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٥ - مکتب انسانیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٣٩٥
او و تاروپود هستیاش که مبدأ و منشأ این اصالتها و ملاکهاست به میان میآید که چیست؟ آیا این انسان تنها یک ماشین عظیم است و یا یک حقیقت شریف؟.
پرسش سوم:
پس از آن، پرسش درباره جهان به میان آید که آیا فقط انسان یک نور تصادفی است که در فضای تاریک بینهایت هستی پیدا شده است، و یک قطره شیرینی است که در اقیانوسی از زهر پدید آمده است و یا اینکه انسان نماینده و مظهر و خلیفه است و نشان دهنده هستی است، جام جهان نماست، خدای کوچک است، خلیفه است، مصداق «إنّی أعْلَمُ ما لا تَعْلَمون» است؟ (ر. ک: نمره ٥٩).
ماتریالیسم تاریخی ضمناً اهانت به انسانیت است:
٣٧. این فلسفه که انقلاب مفید صددرصد زاییده احتیاجات مادی طبقه ستمدیده است و افکار هر کسی وابسته به طبقه او و سطح برخورداری و یا محرومیت او از مواهب زندگی است و خلاصه ماتریالیسم تاریخی، گذشته از اینکه غلط و غیرمنطبق با واقع است اهانت به انسانیت است و جنبه ضد انسانی دارد.
مسأله محرک اکتشافات و اختراعات:
٣٨. آیا اکتشافات، اختراعات و ابتکارات، همه برای تأمین نیازمندیهای مادی و اقتصادی است یا به قول کتاب (نیکنیازی) صفحه ١٤، پرونده جداگانهای دارد؟ مکتب انسانیت باید به این پرسش پاسخ بدهد.
طرح مسأله:
٣٩. بحث در این است که آیا ممکن است به خدا و دین پشت کرد و به انسانیت به عنوان امری اصیل رو آورد آنچنانکه اگوست کنت در گذشته و سارتر در حال کرده است؟ آیا ممکن است به خدا پشت کرد و به شرافت و صفا و حیثیت ذاتی بشر و به خدمت و خیر رو آورد یا نه؟
(ر. ک: نمره ٥١).
٤٠. (نیکنیازی) صفحه ١٩:
«از طریق جذبه ذاتی به پاکی و روشنی و بلندی یعنی نیکنیازی است که او (خدا) را دوست میداریم.»