مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - علی علیه السلام و کارهای تولیدی
الَی الْقِدِّ این درد تو را بس که با شکم سیر بخوابی و در اطرافت افرادی گرسنه بخوابند. زهد همان زهدی است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله داشت. با اینکه پیغمبر در اواخر عمر فوقالعاده قدرت داشت ولی آنقدر دلش زنده بود و اهل ایثار و گذشت بود که آیه نازل شد: میانهروی را از دست نده.
یک وقت اصحاب دیدند وجود مقدس پیامبر موقع نماز نیامد. بعداً معلوم شد که وقت نماز برهنهای به منزل ایشان آمده و حضرت چیزی نداشته است جز اینکه لباس تنش را بکند و به او بدهد و به این جهت نتوانسته است به مسجد بیاید. به این میگویند زهد و انسانیت. وَ لاتَجْعَلْ یدَک مَغْلولَةً الی عُنُقِک وَ لاتَبْسُطْها کلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلوماً مَحْسوراً [١].
رسول اکرم صلی الله علیه و آله یک نفر را میفرستد که برایش پیراهنی بخرد. او میرود یک پیراهن نسبتاً عالی میخرد به دوازده درهم و میآید. حضرت نگاه میکنند و میگویند من به پیراهنی کمتر از این هم میتوانم قناعت کنم. دومرتبه میروند و در سر راه کنیزکی را میبینند که گریه میکند، میپرسند چرا گریه میکنی؟ دخترک جواب میدهد: پولی صاحبخانه به من داده و من آن را گم کردهام. حضرت چهار درهم به او میدهند و روانه میشوند و بعد با هشت درهم دیگر دو پیراهن میخرند و یکی از آنها را به عریانی میدهند. در بازگشت میبینند همین کنیز نشسته و گریه میکند. حضرت سؤال میکنند چرا گریه میکنی؟ میگوید: چون خیلی دیر شده است میترسم اگر به منزل بروم مرا کتک بزنند. میفرماید: بیا با هم برویم تا شفاعت تو را بکنم. کنیز را با خود میبرد. وقتی کنیز درِ خانه را به حضرت نشان میدهد حضرت از پشت در فریاد میکند: السَّلامُ عَلَیکمْ یا اهْلَ الْبَیتِ! عادت ایشان بود که وقتی میخواستند وارد خانه کسی شوند سلام میکردند (دستور قرآن است که بدون اجازه داخل خانه کسی نشوید)، همین کاری که ما میکنیم و یا اللَّه میگوییم. البته یا اللَّه ذکر است و چه بهتر که در اینجور مواقع اعلام مردم با یک یا اللَّه باشد.
حضرت بلند سلام کرد. اهل خانه که صدای پیغمبر را شنیدند قلبشان به تپش افتاد، میدانستند که پیغمبر تا سه بار سلام نکند برنمیگردد. حضرت باز سلام کردند. اهل منزل جواب ندادند. مرتبه سوم که حضرت سلام کردند، اهل خانه فریاد
[١]. اسراء/ ٢٩.