مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١ - اقبال و احیای فکر دینی
خلاصه حرفش را برایتان توضیح بدهم، میگوید: اسلام آنچه را که برای بشر پیشنهاد میکند، چون پشتوانهاش ایمان مذهبی است و از وحی سرچشمه گرفته است، میتواند تا اعماق روح بشر نفوذ بدهد، همینطوری که نشان داده است و نشان میدهد که حتی در عصر حاضر چنین قدرتی را دارد.
پس اگر اسلام مثلًا حرّیت و آزادی را پیشنهاد میکند، اگر عدالت یا انساندوستی را پیشنهاد میکند، اگر حقوق بشر را پیشنهاد میکند، پیشنهادهایی است که در روح بشر ضمانت اجرایی دارد. ولی آنچه اروپا میگوید، پیشنهادهایی است که ضمانت اجرایی ندارد. میگوید بشریت امروز به سه چیز نیازمند است:
١. تعبیری روحانی از جهان.
یعنی اولین چیزی که بشر به آن نیازمند است این است که جهان تفسیری روحانی و معنوی بشود نه تفسیری مادی. اولین چیزی که بشر را سرگردان کرده است و به موجب آن هیچ فکر و عقیدهای به صورت ایمان واقعی در بشر به وجود نمیآید، ماتریالیسم و مادیگری است، تفسیر جهان است به صورت مادی که جهان هرچه هست مادیات است، جهان کور و کر است، جهان بیشعور است، احمق و ابله است، جهان هدف سرش نمیشود، جهان حق و باطل نمیفهمد، جهان درست و نادرست نمیفهمد، در جهان حق و باطل با یک مقیاس سنجیده میشود، هیچ چیز در دنیا هدف ندارد و ما به عبث آفریده شدهایم. میگوید این فکر است که روح تمدن بشر را ضایع کرده و میکند. اولین چیزی که بشر به آن محتاج و نیازمند است تعبیری روحانی از این جهان است. افَحَسِبْتُمْ انَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً [١]. بیهودگی در کار نیست، جهان را صاحبی باشد خدا نام. جهان به حق برپاست، جهان به عدالت برپاست، نیکی و بدی در آن گم نمیشود، جهان سمیع و بصیر است، لاتَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ [٢]، آگاه و عاقل است. ولی تنها این (تعبیری روحانی از جهان) کافی نیست.
٢. آزادی روحانی فرد.
این در مقابل مسیحیت است. آزادی فردی یعنی برای فرد شخصیت قائل شدن.
اگر انسان از جهان تعبیری روحانی کند و برای فرد شخصیت قائل نباشد، استعدادها
[١]. مؤمنون/ ١١٥.[٢]. بقره/ ٢٥٥.