مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٨ - اقبال و احیای فکر دینی
تمدن اروپایی تا چه حدود بدبین است و تا چه اندازه مشرقزمینیها و مخصوصاً مسلمین را پرهیز میدهد که تحت تأثیر تمدن اروپا قرار نگیرند.
از جمله در کلمات خودش چنین میگوید:
آنها که چشمشان از تقلید و بردگی کور شده است نمیتوانند حقایق بیپرده را درک کنند. این فرهنگ و تمدن نیممرده اروپایی چگونه میتواند کشورهای ایران و عرب را حیات نوین بخشد هنگامی که خود به لب گور رسیده است.
همچنین میگوید:
برجستهترین نمود تاریخ جدید، سرعت عظیمی است که جهان اسلام با آن سرعت از لحاظ روحی در حال حرکت به طرف مغربزمین است.
میگوید برجستهترین نمود تاریخ جدید این کشورها این است که به سرعت به سوی مغربزمین حرکت میکنند. بعد برای اینکه میان علم و تمدن مغربزمین تفکیک کند میگوید:
و در این حرکت هیچ چیز نادرست و باطل نیست چه، فرهنگ اروپایی از جنبه عقلانی آن (یعنی فقط از جنبه علمی و فکری) گسترشی از بعضی مهمترین مراحل فرهنگ اسلامی است.
یعنی اگر ما تنها جنبه فکری و علمی اروپا را در نظر بگیریم هرچه به آن سو برویم برای ما خطر ندارد چون علم، علم است و علم اروپا دنباله و امتداد علوم اسلامی است. فرهنگ اروپا به معنی علم اروپا دنباله فرهنگ اسلامی است.
ترس ما تنها از این است که ظاهر خیرهکننده فرهنگ اروپایی از حرکت ما جلوگیری کند و از رسیدن به ماهیت واقعی آن فرهنگ عاجز بمانیم.