مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧ - پیوند خطابه در شیعه با حادثه عاشورا
به جای یزید بود و همان روش و کارها را میداشت باز امام حسین قیام میکرد، خواه اینکه با شخص امام حسین خوشرفتاری میکرد یا بدرفتاری. یزید و اعوان و انصارش هم اگر امام حسین متعرض کارهای آنها نمیشد و روی کارهای آنها صحه میگذاشت حاضر بودند همه جور مساعدت را با امام حسین بکنند، هرجا را میخواست به او میدادند؛ اگر میگفت حکومت حجاز و یمن را به من بدهید، حکومت عراق را به من بدهید، حکومت خراسان را به من بدهید میدادند؛ اگر اختیار مطلق هم در حکومتها میخواست و میگفت به اختیار خودم هرچه پول وصول شد و دلم خواست بفرستم میفرستم و هرچه دلم خواست خرج میکنم کسی متعرض من نشود، باز آنها حاضر بودند. جنگ حسین جنگ مسلکی و عقیدهای بود، پای عقیده در کار بود، جنگ حق و باطل بود. در جنگ حق و باطل، دیگر حسین از آن جهت که شخص معین است تأثیر ندارد. خود امام حسین با دو کلمه مطلب را تمام کرد. در یکی از خطبههای بین راه به اصحاب خودش میفرماید (ظاهراً در وقتی است که حرّ و اصحابش رسیده بودند و بنابراین همه را مخاطب قرار داد): الا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لایعْمَلُ بِهِ وَ الْباطِلَ لایتَناهی عَنْهُ، لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً [١] آیا نمیبینید که به حق رفتار نمیشود و از باطل جلوگیری نمیشود؟ پس مؤمن در یک چنین اوضاعی باید تن بدهد به شهادت در راه خدا. نفرمود «لِیرْغَبِ الْامامُ» وظیفه امام این است در این موقع آماده شهادت شود، نفرمود «لِیرْغَبِ الْحُسَینُ» وظیفه شخص حسین این است که آماده شهادت گردد. فرمود: لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ وظیفه هر مؤمن در یک چنین اوضاع و احوالی این است که مرگ را بر زندگی ترجیح دهد. یک مسلمان از آن جهت که مسلمان است، هر وقت که ببیند به حق رفتار نمیشود و جلو باطل گرفته نمیشود وظیفهاش این است که قیام کند و آماده شهادت گردد.
این سه جور تفسیر: یکی آن تفسیری که یک دشمن حسین باید تفسیر بکند.
یکی تفسیری که خود حسین تفسیر کرده است که قیام او در راه حق بود. یکی هم تفسیری که دوستان نادانش کردند و از تفسیر دشمنانش خیلی خطرناکتر و گمراهکنتر و دورتر است از روح حسین بن علی.
[١]
. تحفالعقول، ص ٢٤٥.