مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - کعبه و نقش اجتماعی آن
مزدلفه که ظاهراً مرتفعتر هم هست توقف میکردند.)
١٦. طواف مثل نماز است (الطَّوافُ بِالْبَیتِ صَلوةٌ)، مانند نماز درس نظم و انضباط است. متوجه اطراف شدن و تمایل به این طرف و آن طرف و تکلم و خنده و گریه در آن ممنوع است (رجوع شود به فقه). بعلاوه مطابق فقه شیعه به نحو خاصی باید شانه چپ همیشه متوجه کعبه باشد. حتی پیرمردترین افراد باید مقید به این انضباط باشد.
١٧. هروله بین صفا و مروه شکستن تکبر و تفرعن و رمز اجابت سریع و دویدن به دنبال مطلوب است، مبارزه با راه رفتن از روی مَرَح است: وَ لاتَمْشِ فِی الْارْضِ مَرَحاً انَّک لَنْتَخْرِقَ الْارْضَ وَ لَنْتَبْلُغَ الْجِبالَ طولًا. [ترجمه: و در زمین با ناز و خودپسندی راه مرو، که خداوند هیچ خودپسند نازنده را دوست نمیدارد.]
١٨. در فقه شیعه استقبال و استدبار کعبه در حال قضای حاجت روا نیست و این منتهای احترام به کعبه را میرساند.
١٩. به صورت حدیث نقل شده:
اذا حَجَجْتَ بِمالٍ اصْلُهُ سُحْتٌ فَما حَجَجْتَ وَلکنْ حَجَّتِ الْبَعیرُ.
[هرگاه با پولی به حج روی که اصل آن از حرام به دست آمده باشد در واقع تو به حج نرفتهای بلکه شترت به حج رفته است.]
حالا باید گفت: فَما حَجَجْتَ وَلکنْ حَجَّتِ الْموتورُ، حَجَّتِ الطَّیارَةُ وَ السَّیارَةُ.
[ترجمه: تو به حج نرفتهای بلکه موتور و هواپیما و ماشین به حج رفته است.]
سعدی در باب هفتم گلستان، حکایت ١١ نظر به آیه فَمَنْ فَرَضَ فیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِ دارد، میگوید:
سالی نزاعی در پیادگان حجاج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده، انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم. کجاوهنشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت: یاللعجب، پیاده عاج چو عرصه شطرنج بسر میبرد فرزین میشود یعنی به از آن میگردد که بود و پیادگان حاج بادیه بسر بردند و بتر شدند.
از من بگوی حاجی مردم گزای را | کو پوستین خلق به آزار میدرد | |
حاجی تو نیستی، شتر است از برای آنک | بیچاره خار میخورد و بار میبرد | |