مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٢ - امتیاز شیعه از مُرجِئه
میشود ما عوضی کاشتیم. داستان مسلمانی ما هم همان داستان مناره کاشتن آن روستاییان است.
در مسئله ولایت و امامت، طرز فکر ما به صورت عجیب و معکوس درآمده است. آیا این عجیب نیست که ما مقتدایانی مثل اهل بیت پیغمبر داشته باشیم، علی ابن ابیطالب داشته باشیم، حسن بن علی داشته باشیم، حسین بن علی داشته باشیم، زینالعابدین داشته باشیم و همچنین سایر ائمه علیهم السلام، آنگاه به جای اینکه وجود این پیشوایان محرّک و مشوّق ما باشد به عمل، وسیله تخدیر ما و تنبلی ما و گریز ما از عمل شده است؟! تشیع و دوستی اهل بیت پیغمبر را وسیله قرار دادیم برای اینکه از زیر بار اسلام بیرون بیاییم. حالا ببینید این فکر چقدر مسخ شده است! این حقیقت عالی به شکل منکوس در فکر ما وارد شده، در ما نتیجه معکوس داده، وسیله تنبلی شده، وسیله هیچ کار نکردن با انتظار اینکه همه کارها را مولی کرده، در قیامت هم مولی میکند. این داستان را از تاریخ صدر اسلام برایتان نقل میکنم، ببینید چگونه است.
امتیاز شیعه از مُرجِئه
طایفهای در میان متکلّمین بودند به نام «مرجئه» که بحمد اللَّه منسوخ شدند. اینها میگفتند که ایمان اگر درست شد، عمل هیچ اثری ندارد. این هم البته ریشه سیاسی داشت. اینها در زمان بنیامیه بودند و بنیامیه اینها را تأیید میکردند. اینها بدینوسیله میخواستند اعمال سائسین بنیامیه و سلاطین بنیامیه را تصحیح کنند.
این مطلب را من نمیگویم، تاریخ میگوید. میگفتند آقا! ایمانت درست باشد؛ ایمان که درست بود، عمل مهم نیست. عمل کردی کردی، نکردی نکردی؛ عمل چیزی نیست. بعد از اینکه بنیامیه رفتند، بنیالعباس روی خصومتی که با بنیامیه داشتند ریشه مرجئه را زدند. ولی با کمال تأسف این فکر مرجئی امروز در دماغ شیعه پیدا شده است، در صورتی که داستانی که میخواهم نقل بکنم ثابت میکند که اصلًا عقیده شیعه نقطه مقابل این عقیده بوده، و آن داستان این است:
احمد امین مصری در ضُحَی الاسلام از اغانی ابوالفرج اصفهانی نقل میکند. با اینکه خود احمد امین، نزعه ضد شیعی دارد ولی این را او نقل میکند. یک نفر را اسم میبرد، میگوید یک نفر شیعی و یک نفر مرجئی با همدیگر درباره عقیده تشیع و