مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٤ - زهد منفی
میدهم.
زهد مربوط به مال و ثروت دنیا و حتی مربوط به مقامات دنیوی است. شما اگر بپرسید که در اسلام مال و ثروت دنیا خوب است یا بد؟ جواب این است که مال و ثروت دنیا برای چه هدفی؟ ثروت خودش قدرت است، پست و مقام هم قدرت است، این قدرت را شما برای چه هدف و منظوری میخواهید؟ یک وقت جنابعالی آدمی هستید بنده و اسیر شهوات خودتان، میخواهید به وسیله این مال و ثروت که قدرت است هوسهای فردی و شخصی خودتان را اشباع کنید. اگر شما بنده هوای نفس باشید، هرچه را در راه هوای نفس مصرف کنید، خواه مال و ثروت باشد، خواه جاه و مقام و خواه علم و یا عبادت و دین، هر چیزی که در خدمت هوا و هوس قرار بگیرد، بد میشود. اما شما اگر اول خودتان را اصلاح کردید، اگر هواپرست نبودید و خودی را از خودتان دور کردید، اگر کسی بودید که در اجتماع هدف داشتید، هدف اجتماعی، خدایی و الهی داشتید، آن وقت مال و ثروت را که قدرت است در طریق هدف مقدس خودتان به کار بردید، این عبادت است. جاه و مقام را هم اگر شما برای هدفهای معنوی خودتان بخواهید، عبادت است. این را از خودم نمیگویم، تعبیر امام صادق علیه السلام است.
عدهای از همین زاهدهای احمقی که در همان زمان تازه پیدا شده بودند، در مسئله زهد با امام مباحثه میکردند. حضرت به آنها فرمود: اگر مطلب این جوری است که شما میگویید، پس چرا یوسف پیغمبر که قرآن او را پیغمبر میداند و بنده صالح خداست وقتی که معلوم میشود گنهکار نیست و تبرئه میشود و از زندان بیرون میآید فوراً به عزیز مصر میگوید: اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الْارْضِ انّی حَفیظٌ عَلیمٌ [١].
یوسف بزرگترین پستها را میخواهد، میگوید: تمام وزارت دارایی را، هرچه هست، در اختیار من بگذار. چرا قرآن این را از یوسف نقل کرده و بر او عیب نگرفته و یوسف را دنیاپرست معرفی نکرده است؟ چون یوسف دنیاپرست نبود و از اول زندگی نشان داد که خداپرست است نه دنیاپرست. یوسف آن پست و مقام و هرچه را که میخواست، برای هدفهای معنوی و الهی میخواست و چون برای هدفهای معنوی و الهی میخواست، این دیگر دنیا نیست، عین آخرت است.
[١]
. یوسف/ ٥٥.