مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠ - شعار « توّابین »
تعظیم کنیم.
کلمه «شعار» از همان مادهای است که کلمه «شعور» آمده است که مفهوم علم و درک در آن است. شعار عبارت است از چیزی که نوعی اعلام وابستگی در آن وجود داشته باشد. هرکاری که انسان میکند که مفهوم و معنی آن کار این باشد- یا لااقل متضمن این جهت باشد- که وابستگی انسان را به یک گروه معین، به یک فرقه معین، به یک کشور معین، به یک حزب و جمعیت معین اعلام کند، به آن «شعار» میگویند. اصل این کلمه راجع به شعارهایی است که در قدیم در میدان جنگ معمولًا سربازها میدادند. در جنگهای قدیم که بیشتر جنگهای تن به تن بود و احیاناً افراد دو لشگر در یکدیگر مخلوط میشدند و یکدیگر را میکوبیدند، چون همه غرق در اسلحه بودند و بعلاوه همه افراد همه رفقای خودشان را از نزدیک نمیشناختند؛ برای اینکه در میدان جنگ افراد یکدیگر را بشناسند و با دشمن اشتباه نکنند، یک جملهای را با خودشان تکرار میکردند که وقتی افراد در آن غلوای جنگ و در آن گیرودار با یک فرد روبرو میشدند از شعارش یعنی از جملهای که تکرار میکرد میتوانستند بفهمند که این از سپاهیان خودشان است یا از سپاهیان دشمن. قهراً دشمن هم شعار خودش را تکرار میکرد. او هم همین فکر و حساب را میکرد که به دست دوستان و رفقای خودش کشته نشود، که این یک داستانی است، در قبل از اسلام و در دوره اسلام وجود داشته است، مثل اسم رمزی که در میان ارتشیها وجود دارد، و احیاناً اسم رمز و شعار را عوض میکردند و نمیخواستند قبلًا دشمن شعار آنها را بفهمد و از آن سوء استفاده کند.
شعار « توّابین »
بعد از شهادت امام حسین علیه السلام عدهای در کوفه توبه کردند. آنها از کوفیانی بودند که از کوتاهی کردن در نصرت امام حسین سخت پشیمان شدند و خود را ملامت کردند و خودشان را مستحق عذاب دانستند. در خانه سلیمان بن صُرَد خُزاعی جمع شدند و گفتند حالا که ما این توفیق را پیدا نکردیم که همراه حسین بن علی باشیم پس برای اینکه این لکه سیاه را از دامن خودمان پاک کنیم، به انتقام خون حسین با قاتلان او میجنگیم. چهار هزار نفر به کربلا آمدند و روی قبر حسین بن علی علیه السلام همپیمان شدند و سوگند یاد کردند. اینها را «توّابین» مینامند و این جریان قبل از