مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - اخلاص
اخلاص
اما اخلاص. حاجی نوری (علیهالرحمه) کتابی نوشتهاند به نام لؤلؤ و مرجان که من اسم این کتاب را شنیده بودم و تا امسال نخوانده بودم. این کتاب راجع به مرثیهخوانها و مرثیهخوانی است، مربوط به وعظ و واعظ و خطبه و خطیب نیست.
ایشان در آن کتاب دو موضوع را شرط اول مرثیهخوانی ذکر میکنند: یکی اخلاص نیت، دیگری صدق و راستگویی، و در اطراف هر دو مطلبْ بسیار عالی بحث میکنند. انصاف این است که من امسال که این کتاب را خواندم خیلی خوشم آمد و بر ارادتم بر مرحوم حاجی نوری- که مرد محدّث بسیار متتبّع متقی بوده و استاد مرحوم حاج شیخ عباس قمی (اعلی اللَّه مقامها) بوده است- افزوده شد. حاجی مرد بسیار متتبّعی بوده و خود مرحوم حاج شیخ عباس و کسان دیگر اعتراف دارند که پایه تتبّعشان به استادشان نمیرسد. من کتابهای مهم ایشان را خوانده بودم و از سابق به ایشان ارادتمند بودم، اما انصافاً خواندن این کتاب کوچک بر ارادت من افزود.
در مقدمه این کتاب از یکی از علمای هند با تجلیل نام میبرند و مینویسند:
ایشان به من نامهای نوشته و شکایت کرده از وضع روضهخوانی در هندوستان که روضهخوانهای اینجا زیاد دروغ میخوانند، و از من خواستهاند کتابی در این زمینه بنویسم که جلو دروغگوییهای آنها گرفته شود. بعد حاجی اضافه میکنند و مینویسند: این عالم هندی گمان کرده که فقط در هند روضهخوانها دروغ میخوانند و در عتبات و ایران خبری از این دروغها نیست، در اینجا همه روضه صحیح و معتبر میخوانند! نمیداند که مرکز پخش روضه دروغ، اینجاهاست و از اینجا به هند رفته است. این حرفی است که حاجی نوری میگوید. بعد میگوید: این هم تقصیر علماست که انتقاد و اعتراض نمیکنند و «اگر اهل علم مسامحه نمیکردند و مراقب تمیز صحیح و سقیم و صدق و کذب گفتار این طایفه میشدند و از گفتن اکاذیب نهی میکردند، کار خرابی به اینجا نمیرسید و به این حد بیباک و متجرّی نمیشدند و به این قسم اکاذیب واضحه معلومه نشر نمیکردند و مذهب حقّه امامیه و اهلش به این درجه مورد سُخریه و استهزاء نمیشدند و این مجالس شریفه به این