مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧ - هدایت یعنی چه؟
را متوقف سازد، جای دیگر برعکس باید گاز بدهد و بر سرعت بیفزاید، یک جا باید فرمان را بپیچد، یک جا باید دنده عوض کند و یک جا ترمز کند. همه اینها در هدایت اتومبیل لازم است. در هدایت جامعه نیز همه اینها لازم است. هرکدام از اینها در یک وقت معین لازم میشود. مصلحتشناسی اجتماع یعنی این. غیر این اگر باشد ممکن نیست کسی بتواند واقعاً هادی جامعه باشد و مصالح جامعه را بگوید.
کی میتوانیم هادی جامعه باشیم؟ وقتی که همه اینها را بدانیم، جای همه اینها را تمیز بدهیم، بفهمیم در کجا جامعه را ترمز کنیم، در کجا فرمان را بپیچیم. جامعه حرکت دارد، تحولات دارد. گاهی تحولات بزرگ اجتماعی پیش میآید، جامعه به سر یک پیچ میرسد و باید از آن پیچ جامعه را عبور داد. الآن جامعه ما با وضع جدیدی که پیش آمده و با تمدن جدیدی که پیش آمده، با مسلکهای مختلف و متفاوتی که پیدا شده، اندیشههای گوناگونی که پدید آمده، بر سر یک پیچ قرار گرفته، در برابر یک دستانداز قرار گرفته و باید به راحتی و بیخطر از آن بگذرد، باید اندکی فرمان را پیچ داد تا از خطر برهد. دیواری در برابر ما قرار گرفته و باید از آن دیوار بپیچیم و بگذریم و به راه خودمان ادامه دهیم. نباید چشمبسته روی همان خطی که حرکت میکردیم حرکت کنیم. سابقاً دیوار نبود حالا دیواری در جلو ما هست، دستاندازی نبود حالا دستانداز پیدا شده، به رودخانه رسیدهایم، به درّه و کوه رسیدهایم. به هرحال هادی اجتماع باید بفهمد در کجا جامعه را بپیچد و در مسیر جدیدی بیندازد و به سوی مقصد اصلی خود حرکت کند. همچنین باید بدانیم کجا گاز بدهیم و بر سرعت بیفزاییم. یک جا میدان مسابقه است و همه کوشش میکنند که مسابقه را ببرند و پیش بیفتند، باید بر نیرو و سرعت افزود. امروز دنیا میدان مسابقه علم و صنعت شده است. حالا که چنین مسابقهای در دنیا هست باید کوشش کرد و جامعه را به حرکت آورد که در این مسابقه عقب نماند. علیهذا نشستن و هی انتقاد کردن و ایراد گرفتن، این کار را نکن، آن کار را نکن، اسمش هدایت نیست.
یک روز در مدرسه مروی با چند نفر از آقایان طلاب همین مطلب را در میان گذاشته بودم و میگفتم: آقایان! معنی هادی قوم بودن این نیست که ما تنها حالت منع و توقف به خود گرفتهایم؛ به هر کاری که میرسیم میگوییم این را نکن، آن را