مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩ - تنازع در زندگی اجتماعی بشر
را به انسانها میدهد که یک روز نیست خونریزیهای فجیع در میان افراد بشر رخ ندهد و چند کانون جنگ در دنیا وجود نداشته باشد. این کشمکشها همیشه در میان افراد بشر وجود داشته است.
قرآن میگوید که خداوند وقتی خواست آدم را بیافریند و انسان را به روی زمین بیاورد آن را به اطلاع فرشتگان رساند (وَ اذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً) فرشتگان همین موضوع تضاد و تنازع را که جزء اصول زندگی بشر است مطرح کردند. (حال این را در سرشت انسان دیدند و گفتند یا چون قبلًا انسانهای دیگر در روی زمین بودند و ملائکه از آنجا آگاه بودند گفتند.) با تعجب، با سؤال و شاید با استنکار گفتند: اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ خدایا ما چنین مخلوقی نیاز نداریم، فسادگر، آشوبگر، خونریز؛ خون چه کسی را میریزد؟
خون خودش را، خون ملائکه را که نمیخواهد بریزد؛ یک موجودی که بر وجود او جز تضاد و تنازع و کشمکش و خونریزی چیز دیگری حکومت نمیکند. وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک. خدایا اگر میخواهی مخلوقی بیافرینی مثل ما باید بیافرینی که در میان ما نه جنگی نه تنازعی نه اختلافی نه بحثی و نه من و تویی در کار است، آرام، همهمان مشغول تسبیح و تقدیس تو هستیم. خدا چه جواب داد؟
تعبیر ساده جواب خدا به فرشتگان این است: شما عقلتان نمیرسد، شما یک چیزش را میبینید همهاش را نمیبینید؛ تضاد و تنازع و کشمکش و فساد و خونریزیاش را میبینید ولی یک چیز دیگر را که باید ببینید نمیبینید. قالَ إنّی اعْلَمُ ما لاتَعْلَمونَ [١]. بعد هم خدا با ایجاد یک آزمایش در مورد ابوالبشر، به ملائکه ثابت کرد که همین موجود متنازع و متضاد و کشمکشگر و خونریز میتواند کارش به جایی برسد که شما فرشتگان باید به پیشگاه او سجده کنید.
یکی از اصول زندگی بشر که همیشه وجود داشته است [همین تنازع و تضاد بوده است] و آیا خواهد رسید زمانی که بشر به سطحی برسد که دیگر تنازع و کشمکش و تضاد در میان افراد بشر وجود نداشته باشد؟ آیا چنین دورهای هست یا نیست؟ آنهایی که روی فلسفه تضاد به عنوان اساسیترین فلسفهها تکیه میکنند و آن را نیروی محرک جامعه بشری میدانند میگویند بشر از اشتراک آغاز کرده و به
[١]. بقره/ ٣٠.