مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - ابزار منافق
نمیماند. اما علی باید با تأویل بجنگد؛ یعنی آیه قرآن همان آیه قرآن است اما شأن نزول، آن شأن نزول نیست، مربوط به زمان پیغمبر است. روح، همان روح است، روحِ همان دستور است ولی شکل فرق کرده. علی باید به تأویل بجنگد. تأویل از ماده «اوْل» است. اوْل یعنی رجوع. مُؤَوَّل یعنی مَرْجِع. اینکه میگوید من به تأویل باید بجنگم، یعنی این چیزی که الآن من با او باید بجنگم ظاهر و شکلش آن نیست اما روح و معنی و برگشتش همان است. ظاهرِ این میگوید آیه قرآن، اما روح و باطن و معنایش همان کفر است؛ یعنی من با نفاق باید بجنگم. دشواری کار من این است که با نفاق و منافق باید بجنگم. این است که کار من را خیلی سخت و دشوار کرده است.
ابزار منافق
ابزار منافق چیست؟ نمیشود منافق را در دنیا از میان برد؛ هست، بشر است منافق میشود. بشر وقتی در جامعهای قرار گرفت که دید اگر بخواهد برخلاف اصولی که مردم آن جامعه به آن اعتقاد دارند تظاهر کند جامعه او را درهم میکوبد، فوراً تظاهر میکند، به همان لباس در میآید ولی جامعه خودش باید آگاه باشد و گول تظاهر و فریب را نخورد. باز اینجاست که ما میبینیم پیغمبر اکرم از آن طرف راجع به خطر نفاق شدیداً اظهار نگرانی میکند، از طرف دیگر راجع به اینکه امتش جاهل باشند و تجزیه و تحلیل نداشته باشند و در مسائل غور نکنند اظهار نگرانی میکند. خیلی عجیب است! پیغمبر از دو چیز اظهار نگرانی کرده است: از نفاق و منافق، و دیگر از اینکه توده امت جاهل و نادان باشند. در آنجا فرمود: انّی لا اخافُ عَلی امَّتی مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِکاً تا آنجا که فرمود: وَ لکنّی اخافُ عَلَیکمْ کلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ، در اینجا میفرماید: انّی لا اخافُ عَلی امَّتِی الْفَقْرَ وَلکنْ اخافُ عَلَیهِمْ سوءَ التَّدْبیرِ من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم نگران نیستم یعنی کمی ثروت، امت من را از پا در نمیآورد، آن چیزی که من از آن نگران هستم فقر معنوی و فکری و فقر اندیشه است. اگر غنای اندیشه باشد ثروت میآید اما ولو ثروتشان از دنیا بگذرد- مثل ثروت امروز کشورهای اسلامی که همین نفت بزرگترین منبع ثروت دنیاست و بیشترش در کشورهای اسلامی است- ولی فقر اندیشه داشته باشند فایدهای به حالشان ندارد.