مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - نفاق، از مختصات انسان
میگوییم که فلانی صورت خودش را با سیلی سرخ نگه میدارد. بعضی از مردم، آبرودار هستند و آبروداری میکنند، یعنی ندارند ولی نمیخواهند مردم بفهمند که ندارند. این فیحدذاته [بد نیست.] میخواهد رازش را کسی نفهمد. او در اینجا وظیفهای ندارد که رازش را مردم بفهمند که اگر مخفی بکند خیانتی به مردم باشد.
قرآن هم چنین صفتی را تمجید میکند، میفرماید: یحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ [١].
میگوید بعضی از فقرا فقیرند ولی اینقدر بزرگمنشاند و عفت نفس و بزرگواری روح دارند که وقتی دیگران آنها را میبینند خیال میکنند اینها غنی هستند؛ یعنی آنچنان خودشان را نشان میدهند که احدی از فقر اینها آگاه نمیشود. این عیب نیست. انسان در دل خودش غصهای دارد. (هرکسی ممکن است در یک وقت یک شادی یا غصهای داشته باشد.) حال وقتی به دیگران میرسد وظیفهاش چیست؟
آیا باید قیافه خودش را عبوس کند، دیگران را کسل کند که هرکسی به او رسید بگوید آقا چه شده است، مثل اینکه ناراحت هستید؟ یا نه، غصهاش را برای خودش نگه میدارد تبسمش را برای دیگران. حدیث نبوی است؛ پیغمبر اکرم فرمود: الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ (یا بُشْرُهُ) فی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فی قَلْبِه [٢]. مؤمن اندوهش در دلش است و خوشحالیاش در چهرهاش.
اینجاست که این قدرت را باید اعمال کرد و اعمال کردنش خوب و به نفع دیگران است. انسان فقیر باشد ولی تا حد امکان عفت به خرج بدهد نگذارد دیگران بفهمند، نگذارد که آن فقر در وجناتش ظاهر بشود. در دل غصه داشته باشد ولی در چهره خودش بشاشت نشان بدهد، دیگران را افسرده نکند «کافسرده دل افسرده کند انجمنی را»، درست همین حالتی که ما داریم. ما اگر کمی مقدسمآب شدیم یکی از علائم مقدسمآبی ما عبوس کردن چهره است. ممکن است در دل خودمان هیچ خداترس نباشیم و غصه عاقبت و آخرت و غصه اعمال خودمان را نداشته باشیم که آیا اعمال ما در آخرت چه سرنوشتی خواهد داشت و هیچ به فکرش نیستیم ولی از باب اینکه میخواهیم خودمان را به درِ مقدسی بزنیم، مصلحت را این میبینیم که یک چهره عبوسی داشته باشیم، هیچ وقت نخندیم و به روی کسی تبسم نداشته
[١]. بقره/ ٢٧٣.[٢]. کافی، ج ٢/ ص ٢٢٦.