مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - رسالت مسلمین صدر اسلام
را در بر میگیرد تسلیم باشید. دیگر، آزادی اجتماعی: وَ لایتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ یعنی استعمار ملغی، استعباد و استثمار ملغی، اینکه بعضی از افراد بشر بعضی دیگر را به صورت استثمار در خدمت خود بگیرند برای اینکه دسترنج آنها را به خودشان اختصاص بدهند نه برای اینکه بخواهند به آنها خدمت کنند ملغی. این رسالت قرآن است.
رسالت مسلمین صدر اسلام
در تاریخ میبینیم مسلمین در آن جنگهای آزادیبخشی که در صدر اسلام کردند- یعنی قبل از اینکه بنیامیه زمام کارها را در دست بگیرند گو اینکه در زمان خلفای به اصطلاح راشدین غیر از امیرالمؤمنین نیز گذشته از مسئله اصل خلافت انحرافاتی بود وقتی که از آنها میپرسیدند شما چه میخواهید، و از جمله [در جنگ مسلمانان با ایران ساسانی] رستم فرخزاد [فرمانده سپاه ایران از آنها] نماینده خواست، از او پرسید که رسالت و حرف شما چیست؟ اول خیلی کور خوانده بود، گفت لابد خیلی گرسنه و تشنه ماندهاید و ما به شما رسیدگی نکردیم، حاضریم به شما رسیدگی کنیم، یک چیزی خلاصه رشوه به شما بدهیم و برگردید. عجب عالی جواب داد! گفت: واللَّه وضع ما از این که تو میگویی خیلی بدتر بود اما روزگار دگرگون شد، اوضاع عوض شد. آن روزی که ما دنبال نان شکممان میدویدیم تمام شد، ما اکنون یک رسالتی برای نجات بشر داریم. تعجب کرد، گفت: چه رسالتی؟
(حال تربیتیافتگان قرآن را ببینید! این را تمام مورخین از هزارسال پیش نوشتهاند و واقعاً اگر در کتابهای هزارسال پیش نوشته نشده بود کسی باور نمیکرد، خیال میکرد این را کسانی میگویند که اعلامیه حقوق بشر را خواندهاند.) گفت: اول اقرار به وحدانیت خدا و رسالت محمّد صلی الله علیه و آله. دوم «اخراج العباد من عبادة العباد الی عبادة اللَّه» رسالت دوممان این است که به مردم آزادی اجتماعی بدهیم. ما آمدهایم برای اینکه این طبقات بستهای که وجود دارد، اینکه عدهای بر عده دیگر ظلم و ستم میکنند و آزادی آنها را سلب کردهاند [از میان برداریم؛] ما آمدهایم به ملتها در مقابل حکومتها آزادی بدهیم.
قرآن از زبان موسی بن عمران نقل میکند؛ وقتی که فرعون بر او منت گذاشت و گفت تو همان کسی هستی که در دامن ما بزرگ شدی، موسی گفت: وَ تِلْک نِعْمَةٌ تَمُنُّها