مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - آزادی اجتماعی
اجتماعی پیدا میکند. اما بشری که روز به روز در فساد غرقه میشود محال و ممتنع است که به آزادی اجتماعی برسد. بحثم درباره آزادی معنوی همینجا خاتمه پیدا میکند.
آزادی اجتماعی
عرض کردم آزادی اجتماعی یعنی رهایی از قیود، محدودیتها، اختناقها، سختگیریها و مانع ایجاد کردنهایی که افراد بشر خودشان برای خودشان به وجود میآورند. این است که گفتهاند با ارزشترین موهبتهای الهی برای بشر آزادی است، و حال آنکه واقعاً این جور نیست؛ در میان موهبتها و احتیاجات انسان اینچنین نیست که آزادی از همه با ارزشتر و مادر تمام موهبتهای دیگر باشد؛ فرهنگ و عوامل تربیتی که آنها عوامل مثبت است- و به قول طلاب شرایط اعدادی است- خیلی مهمتر است. امنیت به اندازه آزادی ارزش دارد. ولی در عین حال من میخواهم بگویم کسانی که برای آزادی اینهمه ارزش قائل شدند حق داشتند، چرا؟ برای اینکه یکی از اموری که ارزش یک چیز را بالا میبرد کمیابی آن است.
چون بشر به این نعمتْ کم رسیده است، برایش ارزش بسیار زیادی قائل است.
اسلام برای این مسئله فوقالعاده و عجیب اهمیت قائل است. آیهای که در اول سخنرانیم خواندم مضمونش همین بود. مخاطب، اهل کتاب است اما نه اینکه خطاب منحصر به اینهاست، یعنی پیغمبر رسالت خودش را- آنچه که برای همه جهان رسالت دارد- به اهل کتاب اینجور اعلام کرد: یا اهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا الی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لانُشْرِک بِهِ شَیئاً وَ لایتَّخِذَ بَعْضُنا بَعضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ [١] بیایید به طرف یک حقیقتی که آن حقیقت برای ما و شما متساوی است یعنی حقیقتی نیست که از ما باشد بگوییم شما به ما بپیوندید یا از شما باشد ما بخواهیم به شما بپیوندیم، یک امری مربوط به نژاد و قومیت نیست که بگوییم شما بیایید در ما هضم بشوید یا ما بیاییم در شما هضم بشویم، یک حقیقتی است که با همه ما نسبت متساوی دارد؛ چه؟ خدا. فقط خدا را پرستش کنید، غیر خدا نسبت به هرچیز دیگر متمرد و عاصی باشید و فقط نسبت به خدا و آنچه که از ناحیه خداست و امر خدا آن
[١]. آلعمران/ ٦٤.