مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - اشتباه دنیای امروز
نیست، در انسانیتش نقصان است.
دوم تدبیر، مدبر بودن، فکر و اندیشه داشتن، حساب کردن در کارها. تدبیر از نظر اسلام عجیب است. پیغمبر اکرم فرمود: انّی لا اخافُ عَلی امَّتِی الْفَقْرَ وَلکنْ اخافُ عَلَیهِمْ سوءَ التَّدْبیرِ من بر امت خودم از اینکه روزی از نظر اقتصادی در فقر گرفتار باشند بیمناک نیستم اما از این بیمناکم که روزی امت من فقر تدبیری پیدا کنند، فکر و نقشه نداشته باشند، نتوانند آینده را ببینند و بفهمند و برای خودشان نقشه بکشند.
سوم حیا. امان از آن مردمی که پرده حیا را دریدند! امان از آن وقتی که پسرها و دخترها دیگر از احدی حیا نمیکنند، نه از پدر نه از مادر و نه از بزرگتر، و امان از آن وقتی که جراید و مجلات دائماً بچهها را به تمرد و عصیان نسبت به پدرها تشویق میکنند بدون اینکه آنها را به یک ایمانی معتقد کنند. امان از آن روزی که حیا دِمُدِه بشود و کهنه تلقی گردد.
چهارم حسن خلق، خوشخویی. مؤمن خوشخوست و عبوس و ترشرو نیست.
مؤمن بد معاشرت نیست.
فرمود پنجم خصلتی است که جامع همه این خصلتهاست: الْحُرِّیةُ آزادمنشی، حریت ضمیر.
اشتباه دنیای امروز
در زمینه آزادی معنوی مسائل زیادی هست. من همین قدر به شما عرض بکنم اشتباهی که دنیای امروز میکند- حال اشتباه واقعی است یا اشتباه سهوی من نمیدانم- این است که میخواهد آزادیهای اجتماعی را تأمین کند ولی اسارت معنوی ایجاد کند، یعنی میخواهد بشر سودجو و هواپرست و بنده نفس خودش باشد، اراده اخلاقی و انسانی نداشته باشد ولی در عین حال آزادی اجتماعی داشته باشد. «این حکم چنین بود که کجدار و مریز.» چنین چیزی محال است. سرّ اینکه انبیا در برنامه عدالت و آزادیشان موفق شدند- یعنی توانستند انسانهایی تحویل بدهند که واقعاً و به مفهوم واقعی آزادیخواه باشند، انسانهایی که قدرت را به دست بیاورند و سوء استفاده نکنند- این بود که اول برای آزادی معنوی کوشش میکردند؛ بشر را از شهوات خودش، از خرافاتش، از تعصب و تحجرش، از وابستگیهای پست و دنی و از تعلقات حیوانیاش آزاد میکردند؛ آنگاه چنین بشری شایستگی آزادی