مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - شعارهای آزادی در قرآن و حدیث
را که پایه اصلی آزادی است متزلزل میکند، ایمان انسان را به خود انسان هم به عنوان یک موجود شریف و ماوراءالطبیعی، موجودی که مصداق نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی [١] است انکار میکند، انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً [٢] را انکار میکند، وَ لَقَدْ کرَّمْنا بَنی ادَمَ [٣] را انکار میکند، انّا عَرَضْنَا الْامانَةَ عَلَی السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ الْجِبالِ [٤] را انکار میکند، یا ایهَا الْانْسانُ انَّک کادِحٌ الی رَبِّک کدْحاً فَمُلاقیهِ [٥] را انکار میکند، یعنی مقام انسانیت انسان را انکار میکند، ایمان انسان به خودش و ایمان انسان به خدا را متزلزل میکند، انسان را به صورت یک موجود سودجو و سودطلب و منفعتطلب درمیآورد، و از طرف دیگر همین انسان را که فلسفه زندگی او را سودجویی و منفعتطلبی میداند و معرفی میکند یک حیوان تکاملیافته یعنی حیوانی که با حیوانات دیگر چندان فرقی ندارد و یک درجه حیوانتر از آنها معرفی میکند و زندگی را هم تنازع بقا میداند و جز تنازع بقا چیز دیگری نمیداند، آنگاه از این انسان توقع دارد که به آزادی و حیثیت انسانی و شرافت و حقوق دیگران احترام بگزارد؛ مگر ممکن است؟!
ما که راجع به اسلام بحث میکنیم و میگوییم «نهضت آزادیبخش اسلام» بحث ما تنها این نیست که اسلام شعارهای آزادیخواهی داده است. اسلام در شعارهای آزادیخواهی از دیگران نه تنها کمتر نیست، بالاتر هم هست. نمونهاش را عرض میکنم. ولی بحث ما درباره «نهضت آزادیبخش اسلام» این است که اسلام با عوامل اسارت مبارزه کرده و عوامل آزادی را ایجاد کرده است، و الّا تنها روی شعار بحث کردن چیزی نیست. البته شعارهای اسلام را هم به طور نمونه عرض میکنم.
شعارهای آزادی در قرآن و حدیث
قرآن کریم در هزار و چهارصد سال پیش چنین آیهای را عنوان میکند، آیهای که پیغمبر اکرم وقتی خواست بخشنامه و به اصطلاح متحدالمآل صادر کند و برای سران
[١]. حجر/ ٢٩ و ص/ ٧٢.[٢]. بقره/ ٣٠.[٣]. اسراء/ ٧٠.[٤]. احزاب/ ٧٢.[٥]. انشقاق/ ٦.