درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - نقد استدلال حکما به دو تقریر
چیست؟ ماهیت است یا وجود؟ یا همان اقسام سه گانه را چهار قسم میکرد و در قسم چهارم میگفت امر حادث همان ذات سواد است ولی مقصود ما از ذات سواد ماهیت سواد نیست بلکه وجود سواد است و در این صورت دیگر آن اشکال مرحوم شیخ بر اینکه مقوله موضوع حرکت است وارد نیست و این دلیل آن را رد نمیکند.
البته باید توجه داشت که مسئلهای که در اینجا مطرح است، با مسئله ربط متغیر به ثابت پیوند و ارتباط نزدیکی دارد. اگر کسی [ایراد بر نظریه اول] را رد کند، نظریه مرحوم آخوند متزلزل میشود مگر اینکه از راهی دیگر نظریه اول را رد کنیم که دلیل دیگری این کار را خواهد کرد و این مطلب را توضیح خواهیم داد.
مرحوم آخوند در اینجا همان نقد شیخ بر قسم اول را بیان کرده و رد شده است و حال آنکه آنجا که نظریه سوم را میخواهد رد کند، مطلبی را میگوید که میتوانست همان را در نقد نظریه اول هم بیاورد. البته مطلبی که ما در ردّ بیان مرحوم آخوند- که در واقع حرف دیگران از جمله شیخ است- عرض کردیم عین بیان خود مرحوم آخوند در رد استدلال شیخ در نفی حرکت جوهری است که در چند صفحه بعد میآید و عجیب است که مرحوم آخوند همان بیان را در رد نظریه اول نیاورده است.
شیخ آنجا که میخواهد دلیل بیاورد که چرا حرکت در جوهر ممکن نیست میگوید اگر حرکت بخواهد در جوهر واقع شود، آنوقت متحرک چیست؟ ما غیر جوهر چیز دیگری نداریم که در جوهر حرکت کند. اگر چیز دیگری داشتیم که در جوهر حرکت کند، آن امر حافظ وحدت انواع «ما فیه الحرکه» بود. شیخ اضافه میکند که اگر حرکت بخواهد در جوهر واقع شود آیا خود جوهر متحرک، باقی است یا باقی نیست؟ اگر باقی نیست پس جوهر حرکت نکرده است و اگر باقی است آن امر حادث چیست؟ صفتی از صفات جوهر است؟ اگر چنین است پس حرکت، در جوهر نیست در صفات جوهر است. اگر بگویید حرکت در خود جوهر است پاسخ شیخ این است که معنا ندارد که شیء در خودش حرکت کند چرا که معنایش این است که ماهیت دیگری به جای این ماهیت بیاید. مرحوم آخوند جواب میدهد که این فکر شما اصالت ماهیتی است. بنا بر اصالت وجود این ایراد وارد نیست، به تفصیلی که بعد خواهد آمد [١].
پس ما این ایراد را از خود مرحوم آخوند گرفتیم و به خودش وارد کردیم. ایشان بعد از
[١]. [به مباحث مربوط به فصل ٢٤ در همین کتاب مراجعه شود.]