درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩ - ویژگی مذکور و مسئله ربط متغیر به ثابت
بالقوه بودنش هم بالقوه است یا بالفعل؟ وجود بالقوه در بالقوه بودنش فعلیت دارد. پس باز میبینیم وجود به دو قسم تقسیم میشود که در عین اینکه به اعتبار مقایسهای (چون تقسیمات وجود همه نسبی و مقایسهای است) تقسیم صحیح است به اعتبار دیگر یکی از دو قسیم شامل دیگری میشود.
تقسیم وجود به واحد و کثیر هم همینطور است. هر کثیری در مقایسه با واحدی که طرف تقسیم آن قرار گرفته کثیر است ولی همان کثیر در مقایسه با شیء دیگر واحد است. مثلًا اگر «عشره» را در مقابل واحد قرار دهیم، کثیرِ این واحد است، ولی آنگاه که عشره را در مقابل صد قرار میدهیم که عبارت است از ده عشره، در این حالت در هر عشرهای وحدت افتاده است. پس عشره در عین اینکه کثرت واحدهای طبقه اول است، خودش نسبت به آحادی که از عشرات به وجود میآید متصف به صفت واحد میشود: یک عشره، دو عشره، سه عشره. پس هر کثیری با اینکه در مقابل واحد قرار میگیرد، در مقایسه با واحدهای دیگری از نوع خودش، متصف به واحد میشود.
ویژگی مذکور و مسئله ربط متغیر به ثابت
عین این مطلب در مورد ثبات و تجدد هم صادق است و پاسخ اشکالاتی که برخی حضار مطرح کردند در همین نکته است وای کاش مرحوم آخوند این مطلب را در اینجا بیش از این تشریح میکرد. وجود تقسیم میشود به متجدد و ثابت.
میخواهیم ببینیم این تقسیم مطلق است یا نسبی، به همان معنایی که توضیح دادیم.
آیا هرچه که متغیر شد بهطور مطلق متغیر است و یا هر متغیری از یک لحاظ متغیر و از لحاظ دیگر ثابت است؟ آیا متغیر در تغیر خودش ثبات دارد یا در تغیر خودش هم متغیر است؟ مسلماً هر متغیری در تغیر خودش ثبات دارد، همانطور که هر کثیری در کثرت خودش واحد است.
مرحوم آخوند میگوید هر تغیری دو جنبه دارد و نمیتواند این دو جنبه را نداشته باشد. همانطور که هر وجود ذهنی دو جنبه دارد، وجودی است ذهنی به اعتبار مقایسهاش با وجود خارجی و بدون این اعتبارِ مقایسهای وجودی است خارجی، همینطور وقتی نسبت اجزای یک متغیر به دیگر اجزای آن را در نظر بگیریم متغیر است و همچنین وقتی نسبت اجزای این متغیر به متغیرهای دیگر را در نظر بگیریم باز هم متغیر است ولی در عین حال هر تغیری دارای یک نحوه ثباتی است. پس اگر میگوییم موجود بر دو قسم است: یا ثابت است یا متغیر، از جنبهای غیر از جنبهای که این تقسیم بر مبنای