درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - فرض دو سلسله مشکل را حل نمی کند
فرض دو سلسله مشکل را حل نمی کند
مرحوم آخوند بعد اضافه میکنند که ما نقل کلام به هر دو سلسله میکنیم. در فرض اول که فرض یک سلسله شده بود گفتیم که سلسله مراتب قرب و بعد از خارج که نیامده است تا مقدم بر سلسله حرکتها باشد. اینجا که شما قائل به تداخل میشوید و میگویید شطری از حرکت، علت شطری از مراتب قرب و بعد است، ما در جواب، کلام را یکجا میکنیم و میگوییم آیا همین دو سلسله متداخل و متشافع، بأسرها معلول طبیعت هستند یا نه؟ اینها معلول طبیعت هستند. پس باز ایرادات گذشته عود میکند. اگر یک امر متجدد بالذات نباشد این سلسله امور متشافع و متداخل از کجا پیدا شده است؟.
بعد ایشان میفرمایند این مطلب شبیه آن مطلبی است که در باب برهان وسط و طرف در ابطال تسلسل علل گفته میشود. البته بحث در آنجا در باب علل ایجادی است نه علل اعدادی که در کلمات فرنگیها این اشتباه هست. در تقریر برهان وسط و طرف میگویند که اگر معلول اول (الف) علتی به نام «ب» داشته باشد و «ج» علت «ب» باشد، اولی معلول است و علت نیست. دومی هم معلول است و هم علت، وسومی علت است ولی معلول نیست. آیا در اینجا ممکن است وسط وجود داشته باشد ولی یکی از دو طرف و یا هیچ کدام از آنها وجود نداشته باشد؟ چون وسط هم معلول است و هم علت، باید طرفی داشته باشد که معلول باشد و طرفی که علت باشد. حال اگر به جای یک وسط (ب) دو وسط (ب و د) داشته باشیم، ایندو در خاصیت وسط بودن مانند یک وسط هستند. به حکم «معلول المعلول معلول»، «ب» و «د» در حکم یک معلول واحد هستند. اگر سلسله علل غیرمتناهی باشد در حکم یک وسط است که هم علت است و معلول، که لازم میآید وسطِ بدون طرف داشته باشیم. این خلاصه برهان است که در مبحث علت و معلول اسفار و نیز الهیات شفا به تفصیل مطرح شده است.
در اینجا مرحوم آخوند میگوید اگر ما به جای دو سلسله، هزار سلسله هم فرض کنیم باز در نهایت باید به متجدد بالذات ختم شود. همانطور که در باب برهان وسط و طرف چه یک واسطه، چه دو واسطه، چه میلیاردها و چه غیرمتناهی واسطه داشته باشیم باز احتیاج به طرف داریم، این دو سلسلهای که در اینجا فرض میکنید و میخواهید حرکات را با یک سلسله دیگر توجیه کنید چون حکم سلسله حرکت به آن سلسله دیگر هم جاری است مانند همان سلسله حرکت میشود. اگر چند سلسله و یا حتی میلیاردها سلسله هم فرض کنید در حکم سلسله واحد هستند که همه یکجا معلول طبیعت هستند و مانند