درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - اشکال و پاسخ
مراتب قرب، تجدد میبخشد، در حالی که مراتب قرب چیزی جز مراتب حرکت نیست. مثلًا شما از اینجا به سمت درب مدرسه میروید. آیا شما در آنِ واحد دو کار انجام میدهید، یکی اینکه به سوی درب مدرسه حرکت میکنید و کار دوم شما این است که به درب مدرسه نزدیک میشوید و این دو کار را در عرض یکدیگر انجام میدهید؟! چنین نیست. قرب و بعد امری است نسبی. در باب تقدم و تأخر گفتیم که اگر یک مبدأ خاص و دو نقطه در نظر بگیریم و جسمی از این مبدأ و آن دو نقطه عبور کند، وقتی جسم از یکی از این دو نقطه عبور میکند میگوییم نزدیکتر است و وقتی از نقطه دیگر عبور میکند میگوییم دورتر است. قرب و بعد مفهوم نسبی است. وقتی شیء حرکت میکند دائماً تغییر مکان میدهد و مراتب مکان خود را تغییر میدهد. وقتی مراتب مکان را با درب مدرسه میسنجیم میگوییم فاصله بعضی از این مراتب مکان تا یک مبدأ یا مقصد خاص از برخی دیگر از مراتب مکان بیشتر است یعنی این نسبت چنین است.
پس جسم جز اینکه مکان را طی میکند کار دیگری انجام نمیدهد. قرب و بعد تنها در اینجا «انتزاع» میشود. قرب و بعد مثل فوقیت و تحتیت است یعنی از معقولات ثانیه است نه از معقولات اولیه که در خارج ما بازاء داشته و نیازمند علت باشد. «معقولات ثانیه» اموری انتزاعی هستند. وقتی منشأ انتزاعشان در خارج موجود شود آنها هم قهراً انتزاع میشوند. اربعه که وجود پیدا کند زوجیت قهراً از آن انتزاع میشود نه اینکه امر دیگری غیر از اربعه واقعاً وجود پیدا میکند. پس این مراتب قرب و بعدی که شما فرض کردید، در واقع و نفس الامر چیزی جز مراتب حرکت نیست یعنی از مراتب حرکت انتزاع میشود. البته این مطلب را مرحوم آخوند در انتهای کلام خود آوردهاند که من به جهت خاصی آن را تحت عنوان ثانیاً ذکر کردم [١].
[١]. اشکال: امر انتزاعی بالاخره یک حیثیتی میخواهد تا منشأ انتزاع داشته باشد. فوقیت مگر تحت یکی از مقولات نیست؟ فوقیت ولو انتزاع از یک فوق میشود ولی خارجاً حیثیتی قائم به شیء است.
استاد: مراد شما از «خارجاً» چیست؟ یعنی آن حیثیت، جدای از منشأ انتزاعش است؟ نه. اگر جدا باشد، دیگر حیثیتی انتزاعی نیست.
اشکال: بالاخره شیء باید خاصیتی در خارج داشته باشد تا حیثیتی انتزاع شود.
استاد: اگر خاصیتی در خارج باشد دیگر انتزاع نیست. انتزاع یعنی تحلیل ذهن. ذهن که جنس و فصل را در خارج از یک شیء انتزاع میکند آیا شیء در خارج به دو نیمه تجزیه میشود ...
اشکال: بالاخره حیثیت قوه و حیثیت فعل دارد که از آن جنس و فصل انتزاع میشود.