درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢ - توجیه شیخ درباره رابطه طبیعت ثابت و حرکات عرضی
خلاصه ای از مطالب گذشته
پیش از ادامه مطلب، مناسب است خلاصهای از بحث را ذکر کنیم. اگرچه هنوز مستقیماً وارد بحث حرکت جوهری نشدهایم ولی یکی از مهمترین براهینی که بر حرکت در جوهر اقامه میشود همان مطلبی است که در فصل گذشته- که تحت عنوان «فی حکمة مشرقیة» بود- مطرح شد. مرحوم آخوند از این راه وارد شدند که «علة المتغیر متغیر». اگر علت یک متغیر، متغیر دیگری باشد هر متغیری قهراً نیازمند به علت دیگری است که آن هم اگر متغیر باشد کلام در آن هم جاری است.
ولی قبلًا گفتیم که این امر نمیتواند تا بینهایت ادامه پیدا کند. ناچار همه امور متغیر و متجدد باید به یک متجدد بالذات منتهی شوند.
بعد گفتیم که علت تغییراتی که در طبیعت هست خود طبیعت است نه چیز دیگر، چون حرکات یا طبیعی است یا قسری و یا نفسانی. حرکات طبیعی به حکم برهانی که اثبات شده است معلَّل به صورت نوعیه، قوه و یا نیرویی است که در خود شیء است که به آن «طبیعت» میگویند. همچنین حرکات قسری هم منتهی به طبیعت میشود و حرکات نفسانی هم بالاخره با استخدام طبیعت است یعنی در افعال نفسانی هم باز فاعل مباشر، طبیعت است. پس فاعل مباشر تغییرات در عالم طبیعت، خود طبیعت یا جوهر طبیعی است. پس جوهر طبیعی باید متجدد بالذات باشد.
بعد مرحوم آخوند فرمود که این امر که علت متغیر باید متغیر باشد و همچنین اینکه علت تغییرات طبیعت خود طبیعت است، تا این اندازه مورد قبول منکران حرکت جوهری هست و از جمله بوعلی به این مطلب اقرار و اعتراف دارد ولی آنها مطلب را نه به صورت حرکت در جوهر بلکه به شکل دیگری توجیه میکنند.
توجیه شیخ درباره رابطه طبیعت ثابت و حرکات عرضی
شیخ میگوید اگر طبیعت یک حالت ثابتی از هر جهت داشته باشد، محال است که علت حرکات عرضی بشود ولی آنگاه که طبیعت منشأ حرکات عرضی میشود، تغییراتی از خارج به طبیعت ملحق میشود- مثلًا شرایطی از خارج اضافه میشود- نه اینکه طبیعت تغییر ذاتی داشته باشد.
اگر سنگی را رها میکنیم و این سنگ علت یک حرکت میشود، طبیعت سنگ است که سنگ را پایین میآورد. اما اگر سؤال شود که چگونه طبیعت ثابت است در حالی که