درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - تفسیر ناموجه حاجی
حال حدوث «بین القوة و الفعل» است نیازمند به یک قابل است یعنی احتیاج به موضوع دارد. موضوع آن چیست؟ ناچار میگوییم ماده اولی است؛ یعنی هیولای اولی که قوه محض است این صورت متدرج را میپذیرد که از این صورت، حرکت انتزاع میشود.
تفسیر ناموجه حاجی
در اینجا مرحوم آخوند تعبیر خاصی دارند و مرحوم حاجی خواستهاند این تعبیر را اصلاح کنند. ابتدا باید مطلب مرحوم آخوند را توضیح دهیم. ایشان میگویند صور که آناً فآناً حادث میشوند، «ایجاباً» هیولایی دارند و هر هیولایی «استعداداً» صورتی دارد و دائماً هیولی و صورتها متغیر میشوند. هیولی در این مرتبه که هست صورتی را بالفعل دارد و در محل خودش اثبات شده است که صورت «شریکة العلة» برای هیولاست یعنی به منزله علت ایجابی هیولاست؛ آن صورت بالفعل علت ایجابی هیولای فعلی است و این هیولی مستعد صورت دیگر است. پس هیولی نسبتش به صورت دوم نسبت استعداد است. بعد این هیولی از این صورت میگذرد و باز آن صورت آن هیولای خودش را بالایجاب دارد و برای آن «شریکة العلة» است و آن هیولی مستعد صورت دیگر است و این امر علی الدوام استمرار دارد:
هیولایی و صورتی، هیولایی و صورتی.
مرحوم آخوند میگوید: نباید تصور شود که این بدان معناست که صورتها متبادل میشوند زیرا این تجزیه را ذهن ما میکند و میگوید صورتی بعد از صورتی و صورتی بعد از صورتی میآید. در واقع یک صورت واحد مستمر است (مستمر به معنی حرکت مستمر) و این صور به دنبال یکدیگر میآیند و فانی میشوند، نه به این معنا که یکی حادث و سپس فانی میشود و بعد دیگری میآید، بلکه یک وجود متصل و ممتد است که آناً فآناً پیدا میشود. حتی چون این حرکت، حرکت اشتدادی است ضرورتی ندارد که ما در همه مراتب قائل به فنا بشویم، صورتی حادث میشود و اشتداد پیدا میکند و باز صورت بعدی، ولی تمام این صور در واقع یک واحد را تشکیل میدهند، نه اینکه صور متعاقب به معنی منفصل باشند. اگر میگوییم «متعاقب»، یعنی ذهن ما اینها را تکثیر میکند، نه اینکه در واقع متعاقب باشند.
بنابراین اگر حرکت را در نظر بگیریم، نه نیازمند به فاعل هستیم و نه قابل و به یک اعتبار میگوییم فاعل و قابل یکی است، یعنی در واقع فاعل و قابلی در کار نیست. اگر از نظر صورت که منشأ انتزاع حرکت جوهری است در نظر بگیریم هم نیازمند به فاعل