درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - طرح دوباره اشکال ربط متغیر به ثابت
تجدد، ذاتی شیء است و یک وقت هست که تجدد برای شیء صورت یک امر عارض را دارد. آن چیزی که تجدد و انقضاء، ذاتی آن باشد، دو فرض دارد ولی مرحوم آخوند تنها یک فرض را مطرح میکند. یک فرض این است که آنچه منشأ حرکت میشود چیزی باشد که «ماهیت» آن عین تجدد باشد، یعنی ماهیتی باشد عین تجدد. ولی بنا بر اصالت وجود، چون ماهیت منشأ هیچ اثری نیست از این فرض باید صرف نظر کنیم.
فرض دیگر این است که آن چیزی که مبدأ حرکت است، حرکت، ذاتی «وجود» آن باشد یعنی جعل وجودش عین جعل تجدد و انقضا باشد، که روح مطلب در اینجا در همین نکته است. توضیح اینکه یک وقت هست که شیء ماهیتاً و وجوداً غیر از حرکت است، یعنی حرکت و تجدد نه عین ماهیت آن است مثل مقوله «أن یفعل» و «أن ینفعل»، و نه عین وجودش. مثلًا میگوییم این جسم قطع نظر از حرکت دارای ماهیت و وجود است و حرکت یک امر خارجی است که بر آن وارد میشود؛ یعنی نسبت این جسم به حرکت بالامکان است مانند نسبت قیام به زید. چون این نسبت امکانی است نیازمند به علت است و لاجرم علتی باید این حرکت را که برای این جسم ممکن است به آن اعطا کند. پس جعل حرکت در اینجا به نحو «جعل تألیفی» است یعنی علت، جسمی را که در مرتبه ذات خودش متحرک نیست متحرک میکند. در اینجا حرکت امری عارضی است و «العارضی یعَلَّل»؛ امرعارضی نیازمند علت است.
اما اگر ما در عالم چیزی داشته باشیم که تجدد عین ذاتش باشد، در اینجا یک ذات نداریم که بعد تغیر را به آن بدهند، بلکه جعل خود این ذات به گونهای است که از آن، تجدد انتزاع میشود. در مقام مثال مانند زمان است اگرچه ممکن است بگوییم این مثال داخل در ممثّل است. زمان حقیقتی است که نحوه وجودش نحوه وجود تجددی است یعنی اینچنین نیست که زمان ابتدا جعل شود و بعد تجدد عارض آن شود، بلکه جعل زمان عین جعل تجدد است. مثال بهتر که با ممثّل هم یکی نباشد امتداد است. آیا جسم قطع نظر از امتداد و بُعد و کشش، هویتی دارد؟ آیا نسبت امتداد به جسم نسبت امکانی است و علت در مرتبه بعد از تحقق جسم به آن امتداد میدهد؟ آیا جسم قطع نظر از امتداد هویتی دارد و بعد امتداد به آن عارض میشود یا خلق جسم همان خلق امتداد است؟ جسم چیزی است که امتداد از ماهیتش و یا از وجودش انتزاع میشود. هرکدام که باشد امتداد، ذاتی جسم است و نیازمند جعل زائد بر جعل خود جسم نیست.