درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - طرح دوباره اشکال ربط متغیر به ثابت
است که ثابت نباشد، از باب اینکه «علة المتغیر متغیر» و «علة الثابت ثابت» که گفتیم یک مسئله مهمی است که در فصل بعد هم دنبال میشود و بعد در فصل سی و سوم هم باز این بحث مفصلتر مورد تحقیق قرار میگیرد. گفتیم که دو بحث قریب المخرج در اینجا هست که یکی میگوید: «علة الحادث حادث و علة القدیم قدیم» و دیگری میگوید: «علة المتغیر متغیر و علة الثابت ثابت» که به دنبال خود مسائل مهمی را مطرح کرده است به نام «ربط حادث به قدیم» از یک طرف و «ربط متغیر به ثابت» از طرف دیگر. در اینجا چون خود آن مسائل مطرح نیست ما به تبع مرحوم آخوند فقط تا آن مقداری که لازم است، در اینجا بحث میکنیم.
طرح دوباره اشکال ربط متغیر به ثابت
مرحوم آخوند میگویند خود حرکت ثابت نیست و متغیر است و بلکه عین تغیر و تجدد و عین حدوث و زوال است و هر مرتبهاش از مرتبه دیگر غایب است. حرکت امر متدرجی است که مرتبهای از آن موجود و سپس معدوم میشود و باز مرتبهای دیگر موجود شده و بعد معدوم میشود، و همینطور. پس علت حرکت باید متغیر باشد زیرا علت تامه از معلول خودش انفکاک ناپذیر است، خواه آن معلول غیرمتدرج باشد خواه متدرج. محال است که علت تامه یک معلول معدوم شود ولی معلول همچنان باقی باشد، یا معلول- ولو جزئی از آن- معدوم شود و علت تامه آن باقی باشد. حال ایشان میگوید اگر علت تامهای سبب پیدایش یک حرکت شد، آن جزء اول حرکت معلول یک علت تامه است، اگر علت، ثابت باشد علت تامه به حال خود باقی است، پس چگونه آن جزء اول حرکت، معدوم میشود در حالی که علتش باقی است؟ اگر جزء اول این معلول بخواهد معدوم نشود این معلول، دیگر حرکت نیست. قوام حرکت به این است که اجزایش متصرّم باشد. پس حرکت یا باید وجود پیدا نکند یا باید از علتی صادر شود که غیرثابت باشد، علتی که مانند خود حرکت، متغیر و در واقع ذی مراتب و متدرج الوجود باشد؛ علتی که هر مرتبهای از آن، علت برای مرتبهای از معلول باشد. به بیان دیگر علت حرکت باید مانند خود حرکت متجدد باشد.
از طرف دیگر علت حرکت- همچنان که قبلًا گفتیم- خود طبیعت است نه چیز دیگر و منشأ هر حرکتی از حرکات عرَضی که در خارج صورت میگیرد خود طبیعت است. پس چیزی میتواند مبدأ حرکت باشد که تجدد، ذاتی آن باشد نه عرضی آن. یک وقت هست