درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
آخر بالقوة فی کل آن یفرض [١].
و أمّا الذی ذکره الشیخ و غیره فی نفی الاشتداد الجوهری من قولهم: «لو وقعت حرکة فی الجوهر و اشتداد و تضعّف و ازدیاد و تنقص، فإما أن یبقی نوعه فی وسط الاشتداد مثلا أو لایبقی؛ فإن کان یبقی نوعه فماتغیرت الصورة الجوهریة فی ذاتها بل إنما تغیرت فی عارض، فیکون استحالة لا تکوّنا، و إن کان الجوهر لایبقی مع الاشتداد مثلا فکان الاشتداد قد أحدث جوهراً آخر، و کذا فی کل آن یفرض للاشتداد یحدث جوهراً [٢] آخر فیکون بین جوهر و جوهر آخر إمکان أنواع جواهر غیرمتناهیة بالفعل، و هذا محال فی الجوهر، و إنما جاز فی السواد و الحرارة حیث کان أمر موجود بالفعل أعنی الجسم، و أما فی الجوهر الجسمانی فلایصح هذا إذ لایکون هناک أمر بالفعل حتی فرض فی الجوهر حرکة» انتهی.
فاقول: فیه تحکم و مغالطة نشأت من الخلط بین الماهیة و الوجود، و الاشتباه فی أخذ ما بالقوة مکان ما بالفعل. فانّ قولهم [٣]: «إمّا أن یبقی نوعه فی وسط الاشتداد»، إن ارید ببقائه وجوده بالشخص فنختار أنه باق علی الوجه الّذی مرّ، لأنّ الوجود المتصل التدریجی الواحد أمر واحد زمانی، و الاشتداد کمالیة فی ذلک الوجود، و التضعف بخلافها، و إن ارید به أنّ المعنی النوعی الّذی قد کان منتزعاً من وجوده أوّلا قد بقی وجوده الخاص به عند ما کان بالفعل بالصفة المذکورة الّتی له فی ذاته فنختار أنه غیرباق بتلک الصفة، و لایلزم منه حدوث جوهر آخر أی وجوده بل حدوث صفة اخری ذاتیة له [٤] بالقوة القریبة من الفعل، و ذلک لأجل کمالیته أو تنقّصه الوجودیین؛ فلا محالة یتبدل علیه صفات ذاتیة جوهریة، و لم یلزم منه وجود أنواع بلا نهایة بالفعل بل هناک وجود واحد شخصی متصل له حدود غیرمتناهیة بالقوة بحسب آنات مفروضة فی زمانه، ففیه وجود أنواع بلانهایة بالقوة و المعنی لا بالفعل و الوجود [٥].
[١]. ممکن است جواب دهند که ما ملاک وحدت در حرکات عرضی اشتدادی را موضوع میدانیم نه وجود. مرحوم آخوند به این نکته توجه دارد و بعد خواهد گفت که موضوع نمیتواند حافظ انواع غیرمتناهی باشد، بلکه باید وجود واحدی منشأ انتزاع این انواع باشد.[٢]. در برخی نسخهها به جای «یحدث جوهراً»، «یحدث جوهرٌ» آمده است که سلیستر است. در صورت اول، فاعل، «الاشتداد» است.[٣]. اینکه به جای «قوله»، «قولهم» میگوید برای این است که حرف شیخ را دیگران هم گفتهاند.[٤]. مراد از «صفة اخری ذاتیة له» ماهیت است.[٥]. در چند جلسه قبل عرض کردیم که قدما چنین تصور میکردند که در حرکات عرضی، انواع اعراض،