درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢
لاینافی ما ذکرناه إذ وجود هذه الأنواع و امتیاز بعضها عن بعض هو بالقوة و بحسب العقل لا بحسب الخارج، إذ بحسب الخارج لایمکن تحقق نوعین متبائنین بالفصل [١] موجودین بوجود واحد بالفعل.
قال بعضهم: «و بهذا یعلم أنّ النفس لیست بمزاج، فإنّ المزاج أمر سیال متجدد له فیما بین کل طرفین أنواع غیرمتناهیة بالقوة، و معنی بالقوة أنّ کل نوع فانه غیرمتمیز عما یلیه بالفعل کما أن النقط و الأجزاء فی المسافة غیرمتمیزة بالفعل، و کل إنسان یشعر من ذاته أمراً واحداً بالشخص غیرمتغیر و إن کان بمعنی الاتصال واحداً إلی انقضاء العمر».
أقول: هذا القائل کأنه وصل إلیه شیء من رائحة تجدد الذات فی الانسان حیث قال «و إن کان بمعنی الاتصال واحداً إلی انقضاء العمر» إذ الاتصال الزمانی لاینفک عن التبدل فی نفس ذلک المتصل، و ستعلم هذا فی مستأنف الکلام. ثم إنّ مغایرة النفس للمزاج لایحتاج إلی ما ذکر، فإنّ لها من قواطع البراهین ما وقع به الاستغناء عن ذلک.
تنبیه و توضیح
اعلم أنّ السواد مثلا کما أومأنا إلیه من أول اشتداده إلی النهایة له هویة واحدة اتصالیة [٢]، و له فی کل آن مفروض معنی نوعی آخر غیر ما له قبل و ما لهبعد [٣]، إذ مراتب الاشتداد کمراتب السوادات و الحرارات أنواع متخالفة عند المشائین [٤]. فعلی اعتراف القوم یلزم و یثبت هیهنا أحکام ثلاثة [٥]:.
الأول: لمّا کان عند الاشتداد حصول أنواع بلانهایة موجودة بوجود واحد اتصالی، إذ المتصل الواحد له وجود واحد عندهم [٦]، فقد ثبت و تحقق أنّ الوجود أمر
[١]. در نسخه ما کلمه «بالفصل» را به «بالفعل» تبدیل کردهاند و اساساً «نوعین متباینین بالفصل» معنا ندارد. من احتمال میدهم که به همین صورت باشد یعنی به جای «بالفصل»، «بالفعل» بوده و کلمه «بالفعل» در آخر جمله زائد باشد.[٢]. این همان هویت قطعیه سواد است، زیرا گفتیم حرکت قطعی هویت اتصالی دارد و قهراً مافیه الحرکه هم که وجوداً عین حرکت است هویتی اتصالی دارد.[٣]. یعنی این نوعی تکامل انواع است ولی نه به معنایی که امروزه میگویند که در طول صدها هزار و یا میلیونها سال نوعی به نوع دیگر تبدیل میشود بلکه اینها میگویند آناً فآناً نوع عوض میشود و انواع لغزان هستند.[٤]. اشراقیون چون به تشکیک در ماهیت قائل هستند چنین چیزی نمیگویند.[٥]. چنان که گفتیم هر سه مطلب از مطالب لطیف مرحوم آخوند است.[٦]. مراد از «عندهم» این نیست که ما قبول نداریم بلکه مراد این است که خودشان هم این مطلب را قبول دارند.