درس‌های اسفار ط-صدرا
(١)
جلسه هجدهم
١١ ص
(٢)
چه چیزی می تواند موضوع حرکت باشد؟
١٢ ص
(٣)
حرکت، « سیلان حالت » است نه « حالت سیال »
١٤ ص
(٤)
آیا حرکت می تواند صورت منوع باشد؟
١٥ ص
(٥)
چهار دلیل در ابطال منوع بودن حرکت
١٦ ص
(٦)
نظر مرحوم آخوند
١٨ ص
(٧)
حکمت مشرقی
١٩ ص
(٨)
جلسه نوزدهم
٢١ ص
(٩)
مسئله ربط حادث به قدیم
٢٢ ص
(١٠)
مسئله ربط متغیر به ثابت
٢٣ ص
(١١)
طرح یک اشکال
٢٥ ص
(١٢)
متحرک بالعرض و متحرک بالذات
٢٥ ص
(١٣)
نتیجه گیری
٢٧ ص
(١٤)
جلسه بیستم
٢٩ ص
(١٥)
چرا حرکت نیازمند به موضوع است؟
٣٠ ص
(١٦)
طرح دوباره اشکال ربط متغیر به ثابت
٣٢ ص
(١٧)
یک استدلال بر حرکت جوهری
٣٤ ص
(١٨)
نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت
٣٦ ص
(١٩)
جلسه بیست و یکم
٣٩ ص
(٢٠)
رفع یک توهم
٣٩ ص
(٢١)
وحدت فاعل و قابل در حرکت ذاتی
٤١ ص
(٢٢)
یک سؤال مهم
٤٣ ص
(٢٣)
تفسیر ناموجه حاجی
٤٤ ص
(٢٤)
اثبات طبیعت برای متحرک و اینکه طبیعت مبدأ قریب همه حرکات است
٤٧ ص
(٢٥)
جلسه بیست و دوم
٤٩ ص
(٢٦)
فاعل در حرکت قسری
٥٠ ص
(٢٧)
خلاصه ای از مطالب گذشته
٥٢ ص
(٢٨)
توجیه شیخ درباره رابطه طبیعت ثابت و حرکات عرضی
٥٢ ص
(٢٩)
نقد نظریه شیخ
٥٣ ص
(٣٠)
اشکال و پاسخ
٥٣ ص
(٣١)
مراتب حرکات به عنوان علل معدّه
٥٦ ص
(٣٢)
فرض دو سلسله مشکل را حل نمی کند
٥٨ ص
(٣٣)
ربط متغیر به ثابت و ایراد مرحوم جلوه
٥٩ ص
(٣٤)
کیفیت ربط متغیر به ثابت
٦١ ص
(٣٥)
جلسه بیست و سوم
٦٣ ص
(٣٦)
اشکال مهم درباره تغیرناپذیری علت طبیعت
٦٣ ص
(٣٧)
معنای ذاتی بودن حرکت
٦٤ ص
(٣٨)
خلاصه پاسخ
٦٦ ص
(٣٩)
ویژگی خاص تقسیمات وجود
٦٧ ص
(٤٠)
ویژگی مذکور و مسئله ربط متغیر به ثابت
٦٩ ص
(٤١)
نسبت حرکت با مقولات
٧٣ ص
(٤٢)
جلسه بیست و چهارم
٧٥ ص
(٤٣)
چهار نظریه در باب نسبت حرکت به مقولات
٧٦ ص
(٤٤)
ایراد حکما بر نظریه اول
٧٩ ص
(٤٥)
نقد استدلال حکما به دو تقریر
٨٠ ص
(٤٦)
راه ابطال نظریه اول
٨٣ ص
(٤٧)
پاسخ اشکال میرزای جلوه
٨٥ ص
(٤٨)
جلسه بیست و پنجم
٨٧ ص
(٤٩)
ایراد فخر رازی در مورد حرکت اشتدادی
٨٧ ص
(٥٠)
پاسخ ایراد فخر رازی
٨٨ ص
(٥١)
انسان جنس است نه نوع
٨٩ ص
(٥٢)
شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
٩١ ص
(٥٣)
بازگشت به ایراد فخر رازی
٩٢ ص
(٥٤)
بیان اشکال در حرکت کمّی
٩٣ ص
(٥٥)
برداشت نادرست فخر رازی از « بالقوه » در کلام شیخ
٩٥ ص
(٥٦)
دو نوع ماهیت
٩٦ ص
(٥٧)
جلسه بیست و ششم
٩٩ ص
(٥٨)
نظریه سوم و نقد آن
١٠٠ ص
(٥٩)
راهی برای توجیه نظریه سوم
١٠١ ص
(٦٠)
تأملی در چهار نظریه فوق
١٠٤ ص
(٦١)
راهی برای نقد نظریه اول
١٠٤ ص
(٦٢)
لزوم تفکیک میان سه مطلب
١٠٦ ص
(٦٣)
جمع میان چهار نظریه فوق
١٠٧ ص
(٦٤)
توضیح نظریه چهارم
١٠٩ ص
(٦٥)
حرکت در چه مقولاتی واقع می شود و در چه مقولاتی واقع نمی شود؟
١١٥ ص
(٦٦)
جلسه بیست و هفتم
١١٧ ص
(٦٧)
مبدأ و منتهای حرکت
١١٨ ص
(٦٨)
حکما و مسئله حرکت در مقولات
١٢٠ ص
(٦٩)
مقوله اضافه و مقوله جده
١٢٠ ص
(٧٠)
دلیل مرحوم آخوند بر استحاله حرکت در فعل و انفعال
١٢١ ص
(٧١)
برهان مرحوم آخوند بر استحاله « حرکت در حرکت »
١٢٢ ص
(٧٢)
نظر خاص علامه طباطبایی درباره « حرکت در حرکت »
١٢٣ ص
(٧٣)
حرکتِ حرکت
١٢٥ ص
(٧٤)
جلسه بیست و هشتم
١٢٧ ص
(٧٥)
ایراد حاجی و علامه بر مرحوم آخوند
١٢٨ ص
(٧٦)
راهی برای رفع هر دو ایراد
١٢٩ ص
(٧٧)
دلیل امتناع حرکت در حرکت
١٣١ ص
(٧٨)
تدریج در تدریج محال است
١٣٢ ص
(٧٩)
نظریه خاص علامه طباطبایی
١٣٤ ص
(٨٠)
« حرکت در حرکت » یا « حرکت مرکب » ؟
١٣٥ ص
(٨١)
آیا « حرکت در حرکت » مصداق دارد؟
١٣٦ ص
(٨٢)
جلسه بیست و نهم
١٣٩ ص
(٨٣)
بررسی امکان وقوع حرکت در متی، جده و اضافه
١٤٠ ص
(٨٤)
تقابل سکون و حرکت
١٤٢ ص
(٨٥)
آیا سکون امری « زمانی » و « وجودی » است؟
١٤٤ ص
(٨٦)
نظر مرحوم آخوند درباره تقابل سکون و حرکت
١٤٥ ص
(٨٧)
آیا عدم ملکه حظّی از وجود دارد؟
١٤٦ ص
(٨٨)
تحقیق در وقوع حرکت در مقولات پنجگانه
١٤٩ ص
(٨٩)
جلسه سی ام
١٥١ ص
(٩٠)
آیا حرکت وضعی بدون امکان حرکت أینی متصور است؟
١٥٢ ص
(٩١)
آیا حرکت أینی و وضعی توأمان ممکن است؟
١٥٤ ص
(٩٢)
راهی دیگر در بررسی مسئله
١٥٥ ص
(٩٣)
آیا هر حرکتی لزوماً اشتدادی است؟
١٥٦ ص
(٩٤)
راه حلی درباره علت عدم اشتداد در حرکات أینی و وضعی
١٥٨ ص
(٩٥)
جلسه سی و یکم
١٦١ ص
(٩٦)
حرکت و تکامل
١٦٤ ص
(٩٧)
دو نوع تکامل
١٦٥ ص
(٩٨)
معنای واقعی تکامل در طبیعت
١٦٦ ص
(٩٩)
آیا حرکات أینی و وضعی تکاملی است؟
١٦٧ ص
(١٠٠)
نظر مرحوم آخوند درباره وحدت مقوله در حرکت اشتدادی
١٦٨ ص
(١٠١)
جلسه سی و دوم
١٧١ ص
(١٠٢)
وحدت « متحرک » و استمرار آن
١٧١ ص
(١٠٣)
وحدت « حرکت » و استمرار آن
١٧٢ ص
(١٠٤)
آیا حرکت توسطی لازمه حرکت قطعی است؟
١٧٣ ص
(١٠٥)
وحدت « مقوله » و استمرار آن
١٧٥ ص
(١٠٦)
مقایسه ای با نظر قدما
١٧٦ ص
(١٠٧)
گریزی به مسئله نفس
١٧٨ ص
(١٠٨)
برهان بر اصالت وجود از راه حرکت اشتدادی
١٧٩ ص
(١٠٩)
دو معنای اشتداد
١٨١ ص
(١١٠)
جلسه سی و سوم
١٨٣ ص
(١١١)
بیانی جدید از برهان گذشته
١٨٣ ص
(١١٢)
انقلاب ذات
١٨٧ ص
(١١٣)
انقلاب ذات، لازمه حرکت اشتدادی
١٨٧ ص
(١١٤)
شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
١٨٩ ص
(١١٥)
حرکت، نوعی جامع اضداد
١٩١ ص
(١١٦)
برهان شیخ بر امتناع حرکت جوهری
١٩٣ ص
(١١٧)
جلسه سی و چهارم
١٩٥ ص
(١١٨)
اشکال شیخ بر حرکت جوهری
١٩٦ ص
(١١٩)
توضیح اشکال
١٩٧ ص
(١٢٠)
پاسخ مرحوم آخوند به ایراد شیخ
١٩٩ ص
(١٢١)
نتیجه گیری
٢٠٠ ص
(١٢٢)
مرحوم آخوند و مسئله موضوع در حرکت جوهری
٢٠٠ ص
(١٢٣)
اقوال دیگر مرحوم آخوند در باب موضوع در حرکت جوهری
٢٠٢ ص
(١٢٤)
نظر علامه طباطبایی
٢٠٣ ص
(١٢٥)
بررسی نظر علامه طباطبایی
٢٠٤ ص
(١٢٦)
جلسه سی و پنجم
٢٠٧ ص
(١٢٧)
« صورةٌ مّا » چیست؟
٢٠٨ ص
(١٢٨)
رفع استبعاد در مورد « صورةٌ مّا »
٢٠٩ ص
(١٢٩)
تخالف در کلام مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری
٢١١ ص
(١٣٠)
آیا این تخالف واقعی است؟
٢١٢ ص
(١٣١)
توجیه نظرات دیگر آخوند درباره موضوع حرکت
٢١٥ ص
(١٣٢)
موضوع در حرکت کمّی
٢١٦ ص
(١٣٣)
اشکال مشترک در حرکت کمّی و حرکت جوهری
٢١٧ ص
(١٣٤)
جلسه سی و ششم
٢٢١ ص
(١٣٥)
خلاصه نظر مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری
٢٢١ ص
(١٣٦)
حل اشکال در حرکت کمّی
٢٢٣ ص
(١٣٧)
برهان فصل و وصل
٢٢٦ ص
(١٣٨)
یک اشکال مهم
٢٢٧ ص
(١٣٩)
جسم به معنای ماده و جسم به معنای جنس
٢٢٨ ص
(١٤٠)
فصل 18
٢٣٣ ص
(١٤١)
فصل 19
٢٣٦ ص
(١٤٢)
فصل 20
٢٤١ ص
(١٤٣)
فصل 21
٢٤٧ ص
(١٤٤)
فصل 22
٢٤٩ ص
(١٤٥)
فصل 23
٢٥٥ ص
(١٤٦)
فصل 24
٢٥٩ ص
(١٤٧)
تنبیه و توضیح
٢٦٢ ص
 
ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص

درس‌های اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠ - فصل ٢٤

فیها الحرکة لابدّ [١] أن یقبل الاشتداد و الاستکمال. و هذا فی الأین و الوضع غیرظاهر عند الناس و ذلک متحقق فیهما فإنّ کلا منهما یقبل التزید و التنقص [٢]. و أما الحرکة فی الکیف فهو اشتداده أو تضعّفه واعلم أنّ الحرکة کما ذکرناه مراراً هی نفس خروج الشیء من القوة إلی الفعل لا ما



نیست. پس حرکت کره مدحرجه یا حرکت زمین را نباید حرکت وضعی دانست چون کل آنها از کل مکان خارج میشود گرچه به دور خود میچرخند.

ولی ممکن است عبارت راطور دیگری معنا کنیم و بگوییم بحث مرحوم آخوند به «استدار علی نفسه» اختصاص دارد یعنی بحث در آنجاست که شیء به دور خود میچرخد. طبق این معنا مرحوم آخوند میخواهد بگوید شیئی که به دور خود میچرخد یا تمام آن از تمام مکان خارج شده و یا جزئی از آن از جزئی از مکان خارج شده است. در این صورت «فقد اختلف نسبة أجزائه الی أجزاء مکانه» را به قسم دوم (یباین اجزائه اجزاء المکان) اختصاص نمیدهیم. در این حالت معنا چنین میشود که همین قدر که شیء به دور خود بچرخد چه کل شیء کل مکان را تغییر دهد و چه تغییر ندهد حرکت وضعی وجود دارد. در حالت اول، هم حرکت وضعی داریم و هم انتقالی و در حالت دوم فقط حرکت وضعی داریم. به قرینه آنچه مرحوم آخوند در کتب دیگر گفته است احتمال دوم ترجیح دارد.

اشکال: وقتی جزئی از مکان جسم عوض میشود کل آن عوض میشود. وقتی یک جسمِ یک متر مکعبی پنج سانتیمتر حرکت کند مکان کل جسم عوض میشود.

استاد: اینطور نیست. وقتی جسمی مکانی را اشغال میکند آیا ما یک مکان و یک ذی مکان داریم و یا به عدد اجزاء شیء مکان داریم؟ پاسخ این است که اگر شیء، واحد حقیقی باشد یک ذی مکان و یک مکان داریم و تمام شیء یک مکان دارد ولی در جایی که شیء دارای اجزای واقعی و متکثر است، نه مکان و نه ذی مکان وحدت واقعی ندارند. حکما در مورد فلک که آن را جسم واحد میدانند میگویند مکانش مکان واحد است. اگر بگویید این جزء از مکان مال این جزء از فلک است درست نیست زیرا این تجزیه ذهن شماست و آن جسم اصلًا جزء ندارد. در اینجا یک واحد مکان و یک واحد ذی مکان داریم که برای آن جزء اعتبار میکنیم. اگر حرکت چنین جسمی انتقالی نباشد اصلًا مکان آن تغییر نمیکند. ایراد شما از اینجا ناشی میشود که میان کثیر واقعی و کثیر اعتباری فرقی نمیگذارید. از نظر حکما تمام فلک و تمام زمین یک واحد است.

[١]. گفتیم این «لابدّیت» به یک معنا درست است و به معنای دیگر لابدّیتی در کار نیست.[٢]. با توضیحی که دادیم بیان آقای طباطبایی در حاشیه را باید تکمیل کرد. باید گفت در باب حرکت دو نوع اشتداد داریم. یک اشتداد، لازمه طبیعت حرکت است و ایشان فقط همین نوع را ذکر کردهاند. ولی یک نوع اشتداد دیگری داریم که بیشتر مورد توجه قوم است و آن این است که فعلیت زمان قبل، از فعلیت زمان بعد کاملتر باشد که این نوع اشتداد لازمه طبیعت حرکت نیست. اشتداد به معنای دوم این است که طبیعت در مرتبه بعد، استعداد کمال بیشتری داشته باشد گرچه چنان که توضیح دادیم آن کمالی که در مرتبه قبل پیدا کرده از دست میدهد. پس در ترقی یا تکامل بودن یعنی هر مرتبهای استعداد کمالی را دارد و مرتبه بعد استعداد کمال بیشتری را دارد و همینطور. این مطلب بعد خیلی به کار میآید.