درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - فصل ٢٣
و أمّا تعلقها بما منه و ما إلیه فیستنبط من حدّها لأنّها موافاة حدود [١] بالقوة علی.
الاتصال، و ربما کان ما منه و ما إلیه ضدّین، و ربما کانت أموراً متقابلة بوجه فلا یجتمعان معاً [٢]، و ربما کان ما منه و ما إلیه مما یثبت (یلبث خ ل) الحصولان فیهما زماناً حتی یکون عند الطرفین سکون کما فی الحرکات المنقطعة، و ربما لم یکن کالحال فی الفلک.
قال بعض الحکماء: و ربما کان المبدء فیه هو المنتهی بعینه کما فی الفلک [٣]؛ فباعتبار أنّ منه الحرکة هو المبدأ و باعتبار أنّ إلیه الحرکة هو المنتهی، و هذا غیرصحیح فإن وصول الفلک فی الحرکة الیومیة إلی الوضع الیومی عند الطلوع مثلًا غیر وضعه الأمسی عنده بالشخص و الهویة بل مثله، فیکون المبدأ غیر المنتهی بالذات. و لا حاجة فیه إلی اعتبار الجهتین إلّاعند المقایسة إلی السابق و اللّاحق کما فی جمیع الحدود الآنیة؛ فإنّ کلا منها مبدء لشیء و منتهی لشیء آخر. واعلم أنّ تسمیة حدود الحرکة الوضعیة الفلکیة بالنقط علی المسامحة، فإنّ تلک الحدود بالحقیقة أوضاع آنیة وجودها بالقوة إلّاأنها قوة قریبة من الفعل [٤].
أمّا تعلق الحرکة بما فیه الحرکة فهو ألصق حتی ذهب جماعة ألی أنها نفس المقولة الّتی وقعت فیه الحرکة [٥]، و لیس ذلک بصحیح مطلقا [٦] بل هی کما أشرنا إلیه تجدد تلک المقولة [٧]، نعم، هی بعینها مقولة أن ینفعل إذا نسبت إلی القابل، و مقولة أن یفعل إذا نسبت
[١]. ما به جهتدار بودن حرکت تعبیر کردیم و ایشان این تعبیر را نکرده است ولی بر سخن ایشان منطبق میشود. یکی از تعاریف حرکت «موافاة حدود بالقوة» بود. شیء متحرک حدودی را یکی پس از دیگری استیفا میکند و میگذرد. در معنای موافات، «یکی پس از دیگری» هست؛ متحرک از یک حد شروع میکند و به سوی حد دیگری میرود.
(٢). مثلًا اینکه شیء از پایین به طرف بالا حرکت کند. در اینجا پایین و بالا برخلاف سفیدی و سیاهی ضدّین نیستند ولی متقابلین هستند.
[٣]. همچنان که مرحوم آخوند میگوید این مطلب نادرست است زیرا در حرکت فلک هم، مبدأ و منتهی یکی نیستند. مبدأ، «نوعاً» عین منتهاست و «شخصاً» غیر از آن است.[٤]. منظور از «قوة قریبة من الفعل» این است که به گونهای است که عقل میتواند واقعاً این حدود را انتزاع کند و انتزاع آن نیش غولی نیست.[٥]. به قول حاجی این قولی است غیر از چهار قولی که در گذشته گفته شد.[٦]. یعنی این را به صورت مطلق قبول نداریم. در مقوله أن یفعل و أن ینفعل آن را قبول داریم و در غیر آن قبول نداریم که مرحوم حاجی و آقای طباطبایی به این مطلب مرحوم آخوند اعتراض میکنند.[٧]. در غیر دو مقولهای که خواهیم گفت حرکت، تجدد مقوله است نه عین مقوله.