درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - یک اشکال مهم
یک اشکال مهم
من به اینکه این برهان درست است یا نادرست و بررسی دقیق آن فعلًا کاری ندارم و فقط میخواهم نتیجه گیری در اینجا [یعنی اسفار] را عرض کنم. بر این برهان ایراد بسیار مهمی میتوان وارد کرد.
قدما میگویند با عمل فصل، صورت شیء اول معدوم میشود ولی مادهاش معدوم نمیشود. چنین به نظر میآید که همان یک آب است که به صورت دو آب درآمده است؛ همان یک جسم است که به صورت دو جسم درآمده است. به عقیده قدما اینطور نیست که یک صورت جسمیه به صورت دو صورت جسمیه درآمده باشد، بلکه آن ماده که سابقاً دارای یک صورت جسمیه بود، صورت جسمیهاش معدوم شده و حالا دارای دو صورت جسمیه شده است. بنابراین «هذیت» یا «اوئیت» در اینجا به ماده است نه به صورت؛ امر باقی میان دو حالت، ماده است نه صورت. صورت اول معدوم شد و به جای آن صورت دیگری به وجود آمد ولی ماده همان ماده است. ماده قبلًا دارای صورت واحد بود و حالا دارای دو صورت شده است.
اشکال این است که ماده از خودش تعینی ندارد و تعین آن به صورت است وقتی صورت اول معدوم شد آیا ماده ولو در یک آن بدون صورت باقی ماند؟ ماده در یک آن هم نمیتواند بدون صورت باشد. این یک مثل عامیانه است که بگوییم مثَل ماده مثَل یک خیمه است که به عمودٌمّا احتیاج دارد. برای تعویض عمود خیمه، معمولًا یک عمود دیگر میگذارند و خیمه برای مدتی دارای دو عمود است و بعد عمود اول را برمیدارند. خیمه حداقل به یک عمود نیاز دارد و گذاشتن دو عمود برای آن مانعی ندارد. ولی ماده نمیتواند در یک آن دارای دو صورت باشد. ماده همیشه باید با یک صورت باشد ولی کدام صورت؟ صورت اول که معدوم شده است و صورت دیگر هم بعداً حادث شده است.
حکما میگویند ماده در ضمن صورةٌ مّا محفوظ است و در کوچکترین جزء زمان هم ماده بدون صورت نبوده است، یعنی میان زوال یک صورت و حدوث صورت بعدی تخلل زمان نشده است. خود مرحوم آخوند در جای دیگری- نه در باب حرکت جوهری- برهان اقامه کرده که چنین چیزی محال است. اگر میان صورتها وحدت اتصالی نباشد محال است که صورتی برود و صورت دیگری بیاید ولو اینکه بگوییم این امر در یک آن صورت میگیرد. برای تحقق تبادل صورتها حتماً باید بین صورتها وحدتی در کار باشد. در باب حرکت جوهری آقای طباطبایی تمام تکیهشان روی همین مطلب است؛ یعنی در میان